آثار باستاني و نقاط ديدني خوي

برگرفته از کتاب "خوي در گذر زمان" نوشته
استاد بهروز نصيري
مردم اين ديار باستاني كه قدمتي به عمر تاريخ دارد، طي هزاران سال زندگي، كارهاي فراواني انجام داده و حوادث بيشماري را از سر گذرانده است:
از اين سموم كه برطرف بوستان به گذشت عجب كه بوي گلي مانده است و نسترني
متأسفانه همه اطلاعات و اخبار مربوط به آنها، به دست ما نرسيده است، نوشتههاي موجود نيز تنها بخشي از گذشته اين شهرستان و مردمش را براي ما روشن ميكند. در كتابهاي تاريخي هم، تمامي مسائل يافت نمي شود، آنچه كه هست معمولاً مشتمل بر شرح وقايع مهم سياسي، نظامي و گاه زندگاني اشخاص برجسته هستند و مسائل فرهنگي و تمدن را كمتر شامل مي شوند. بنابراين براي تكميل دانش تاريخي خود و آشنايي با مردم اين منطقه از كشور اسلامي ايران، بهره گيري از آثار باقيمانده (آثار باستاني يا تاريخي) و از زندگي گذشتگان ضروري است.
شهرستان خوي به سبب قرار گرفتن در مرز قدرتهاي بزرگ و برخورداري از موقعيت استراتژيكي برتر، و واقع شدن در مسير راههاي مهم بازرگاني از جمله جاده ابريشم، در سير تاريخ، مورد منازعه و تهاجم مهاجماني چون: ارارتوها، آشوريان، امپراتوران روم، عثماني، روسيه و اقوام ديگر تاريخي از جمله ارمنيها قرار گرفته است. و در اين يورشهاي ناجوانمردانه، يا از سوي مهاجمان به ويراني كشيده شده (در افواه عامه وجود دارد، در يكي از لشكركشيها توسط عثمانيان، مردم خوي قتل عام شدند، و تنها هفت نفر زنده ماندند)، يا از سوي دولتمردان ايراني براي زمينگير كردن دشمن تخريب شده است. به عنوان نمونه، در زندگي شاه عباس اول مي خوانيم: چون شغال اوغلي سردار عثماني با لشكري فراوان از راه الپاق به سلماس آمد، شاه عباس، حاكم تبريز پيربوداق خان را فرستاد تا مردم مسير لشكركشي را كوچ دهد و چشمههاي آب و منابع غذائي را نابود كند.
عين همين سياست را حكمرانان گذشته مانند: شاه طهماسب، سلاطين سلجوقي، اشكانيان و ... نيز در مقابل دشمن اعمال ميكردند.
غير از سوانح انساني، شهرستان خوي بارها توسط سوانح طبيعي مانند زلزله و سيل نابود شد. امينالشرع در خاطرات خود مي نويسد: در زلزله بزرگ (1259ه.ق)، آنچنان بناهاي شهر ويران شده بود كه از دروازه چورس (در شمال)، دروازه بازار (دروازه سنگي در جنوب) ديده مي شد.
و گاهي در اثر زلزله چشمههاي آب پديد مي آمد و رطوبت آب مساكن مردم را تهديد مي كرد و ناچار ميشدند، محل اسكان خود را تغير دهند، مانند مردم مژدهوار (مجدآباد)، بعد از زلزله و جوشيدن آب از كف خانههايشان كه زهكشي براي خشكاندن آب آنها مؤثر نشد، با اجازه حكمران وقت، خانههايي در جوار نهر بيگ (انشعابي از رودخانه قطور كه آب را به زمينهاي مردم محله ربط هدايت مينمود)، احداث نمودند و به سبب قراردادن تختههايي جهت پل بر روي نهر مزبور به تختهپل موسوم شد.
سيلهاي متعددي كه از دامنه هاي كوه اورين سرازير مي شد، شهر يا قسمتي از آن را زير مي گرفت و سبب تخريب مي شد. اگر به صورت اصولي حفاري باستانشناسي انجام گيرد، احتمال دارد كه به بسياري از آثار در زيرزمين دسترسي پيدا بكنيم. از جمله لولههاي سفالي كه آب را از دامنه كوه اورين به ارك حكومتي ميبرد، و بسياري ديگر. با تمام اين وضع مردم مؤمن و سختكوش اين شهر، بعد از ويرانيها، كويي و محلهاي ديگر و شهري ديگر، در جوار خرابيهاي قبلي يا روي آنها احداث نمودند. با توجه به تصويري كه توسط مطراقچي، لشكرنويس شاه سلطان سليمان قانوني امپراتور عثماني در سال 942هجري، از خوي رسم شده، محل شهر را در محله امامزاده،غرب شهر فعلي نشان مي دهد و شهر جديد بعد از ويرانيهاي متعدد، در قسمت شرق شروع به آباداني نموده و اين آباداني بعد از سلطنت نادرشاه شروع شده است. احمدخان دنبلي (مقتول1200ه.ق) حكمران لايق و شايسته خوي در عمران و آباداني اين شهر كوشيده است. با اينكه سوانح و حوادث مختلف انساني و طبيعي در سير تاريخ سبب تخريب آثار باستاني شهرستان خوي شده، باز هم تعدادي آثار تاريخي و منحصر بفرد و بينظير در اين شهر خودنمايي مي كند.
مهمترين آثار باستاني و نقاط ديدني خوي بدين شرح مي باشد:
پل خاتون
منار شمس تبريزي
بازار و کارونسراهای اطراف آن
منطقه بکر اورین و جهنم دره
ساختمان شهرداري سابق
مسجد مطلب خان
مسجد سیدالشهدا
امامزاده سید بهلول
پل هوایی بزرگ قطور
دروازه سنگي
و...
در فرصتهای آینده به معرفی این مکانها خواهیم پرداخت.