تبليغاتX
۞ يادداشتهاي دانشجويي از پيام نور ۞ - کند و کاوی در رابطه استاد و دانشجو
Loading ...
به نام خدا *** سلام دوستان عزيز *** به اولين وبلاگ دانشجويان دانشگاه پيام نور خوش آمديد *** لطفا تا لود كامل صفحه صبر نموده و درصورت نياز رفرش نماييد *** شما بازدیدکننده گرامی می توانید اخبار دانشگاهی را از قسمت پیوندهای روزانه پیگیری کنید *** با مطالب متنوع اين وبلاگ همراه باشيد و در ضمن بدون نظر از اينجا نرويد! مخصوصا شما دانشجويان عزيز
PayameKhoy.blogfa.com | Khoy pnu | PNU university | Payam Mehr | اخبار و رويدادهاي دانشگاه پيام نور | مقاله و مطلب درباره دانشگاه و دانشجو | خوي؛ شهر آفتابگردان ها | اورين | پيام مهر
---:| وبگاه دانشجويي، صنفي و انتقادي دانشجويان آرمان‌گراي پيام نور |:---

کند و کاوی در رابطه استاد و دانشجو

جمعیت دانشجو و استاد بخش قابل توجهی از جامعه را در بر می گیرد. فارغ التحصیلان دانشگاه ها به عنوان بخش فرهیخته و تصمیم ساز در بخش های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی اجتماع وارد شده و به ارائه خدمت می پردازند.

كیفیت آموزش دوران دانشگاه در میزان كاردانی این افراد كه در واقع گردانندگان جامعه هستند، نقش اساسی دارد. در این بین رابطه استاد و دانشجو و عوامل موثر بر آن از قبیل وظایف دانشجو و استاد، انتظارات آنان از یكدیگر، نقش مدیریت دانشگاه از اهمیت فوق العاده ای برخوردار می باشند. رابطه ای كه باید در ورای موضوعات مادی در فكر ایجاد آن بود.

یك دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی می گوید: رابطه ام با اساتید به طور معمول محدود به كلاس های درس مربوط به همان اساتید است و حتی در زمینه مسائل علمی خارج از حیطه كلاس درس از اساتید راهنمایی نخواسته ام. این دانشجو معتقد است در ضعف رابطه اساتید و دانشجویان، هر دو گروه مقصرند چرا كه گاه دانشجو به لحاظ مسائل مختلف به استاد خود اعتماد نمی كند و برخی اساتید نیز برقراری رابطه دوستانه با دانشجویان را در شان خود نمی دانند و در این زمینه مجالی به دانشجو نمی دهند. او می افزاید: متاسفانه بسیاری از اساتید بدون درك مشكلات عاطفی دانشجویان تنها به تكرار مكررات و ارائه مطالب درسی اكتفا می كنند و به طوری كه چنین وانمود می شود، یادگیری دانشجو برای آن ها چندان اهمیتی ندارد! دانشجوی دیگری اولین قدم در یادگیری را اعتماد و درك متقابل مدرس و فرد یادگیرنده نسبت به یكدیگر می داند و عنوان می كند:

به طور قطع اگر استاد شناخت كافی از دانشجو نداشته باشد در انتقال درسی موفق نخواهد بود، همان طور كه اگر دانشجو نسبت به استاد اعتماد و علم كافی نداشته باشد، اهداف تحصیلی او تحقق نخواهد شد. این دانشجو برگزاری جلسات هفتگی و ماهیانه با حضور اساتید و دانشجویان در خصوص مسائل درسی و غیر درسی را در تقویت رابطه استاد و دانشجو موثر می داند و می گوید: نتیجه محدود كردن رابطه استاد و دانشجو به مطالب درسی، حضور اجباری دانشجو سر كلاس و كاهش راندمان تحصیلی است. دانشجوی دیگری با اشاره به جو خشك و سرد برخی كلاس های درسی اظهار می دارد: برقراری رابطه دوستانه بین استاد و دانشجو نیازمند داشتن ظرفیت و رعایت حریم از جانب دو طرف است. این دانشجو تصریح می كند: با توجه به این كه در هر كلاس افرادی با ظرفیت های شخصیتی متفاوت حضور دارند اساتید در برقراری روابط دوستانه با دانشجویان گاه مردد هستند چرا كه تعدادی از افراد با اندكی نرمش توسط اساتید، به خود اجازه گفتن هر حرف و یا انجام دادن هر عملی را می دهند و بنابراین برای حفظ حرمت كلاس استاد ناچار است محتاطانه و جدی با دانشجو برخورد كند. وی ادامه می دهد: البته در ضعف این مقوله (رابطه استاد با دانشجو) تنها دانشجویان مقصر نیستند چرا كه بسیاری از اساتید از همان جلسه اول كلاس با سخت گیری های بی مورد و به گمان خود نشان دادن ابهت خود به دانشجویان فرصتی برای برقراری ارتباط نمی گذارند به طوری كه دانشجو حتی از رفع اشكالات درسی خود صرف نظر می كند. در صورتی كه برخی از اساتید در عین برقراری یك جو دوستانه در كلاس های درسی خود، دانشجویان و كلاس را با كیفیت عالی كنترل می كنند. به عقیده او ایجاد رابطه خوب و متقابل بین استاد و دانشجو یك مهارت است كه طرفین باید این مهارت را كسب كنند و در غیر این صورت یا رابطه ای به وجود نمی آید و یا این كه رابطه ای بسیار ضعیف ایجاد خواهد شد كه عواقب خاص خود را دارد. به گفته یك دانشجوی بیرجندی نمی توان ادعا كرد همه اساتید در برقراری رابطه با دانشجویان و بالعكس موفق نبوده اند اما شاید بتوان علت ناكامی تعدادی از اساتید و دانشجویان در برقراری رابطه دلسوزانه و محبت آمیز با یكدیگر را ناشی از ضعف سیستم آموزشی كشور و اولویت نمره محوری بر یادگیری محوری دانست. این دانشجو می گوید: اگر هدف دانشجو فقط كسب نمرات بالاتر باشد و یادگیری چندان نقشی در تحصیل او نداشته باشد نتیجه آن حفظ كردن مطالب درسی است كه این هدف را بدون حضور استاد و تنها با خواندن و حفظ كردن چند جزوه و كتاب درسی نیز می توان محقق كرد. او معتقد است: درك متقابل استاد و دانشجو و ایجاد رابطه دوستانه توام رابطه استاد و دانشجو باید از سطوح پایین تر تحصیلی پایه گذاری شود تا طرفین از ابتدا با آمادگی و پذیرفتن محدودیت های این رابطه آن را در مقاطع تحصیلی بالاتر محقق كنند، چرا كه فردی كه چند سال دركلاس های خشك و با معلمانی جدی درس خوانده و ممكن است ظرفیت اندكی نرمش توسط استاد در محیطی مثل دانشگاه را نداشته باشد.

 

در ادامه به سراغ یكی از اساتید دانشگاه بیرجند كه در این زمینه دارای اطلاعات و تحقیقات گسترده ای بود رفتیم. دكتر سید سعید احمدی زاده عضو گروه علمی مهندسی محیط زیست دانشگاه بیرجند و مسئول مركز كارآفرین و هدایت استعدادهای درخشان این دانشگاه در گفتگویی به سوالات ما در این زمینه پاسخ داد. از آنجایی كه ورود به دانشگاه یكی از آرزوهای جوانان می باشد و دانشجو و استاد بطور مستقیم و غیر مستقیم جمعیت بسیار زیاد و مهم تر آن كه طبقه فرهیخته و تصمیم ساز جامعه را در بر می گیرند بر آن شدیم تا در رابطه با استاد و دانشجو و حقوق آنان و نقش مدیریت دانشگاه در این بین از تنی چند از مدرسین دانشگاه نقطه نظراتشان را جویا شویم در این شماره مصاحبه ای ترتیب دادیم با آقای دكتر سید سعید احمدی زاده عضو هیئت علمی گروه مهندسی محیط زیست دانشگاه بیرجند:

● نحوه گزینش دانشجو و نیز كنكور در ایران را چگونه ارزیابی می كنید و نقش استاد پس از ورود دانشجو به دانشگاه چیست؟

▪ اولا در ایران ورود دانشجو به دانشگاه در ادامه دبیرستان و نه در ادامه دوره كسب مهارت ها و علوم می باشد. امروزه دانش آموزان آن هم در دبیرستان های خوب با تکنیک درس خواندن، تست زدن، سرعت و... آشنا می شوند. اما آشنایی با تکنیک درس خواندن به هیچ عنوان به معنای فهم و کسب فرهنگ عمومی نیست. چرا كه یاد گیری تکنیک ها و تمرین و پرکاری و سرعت، زمانی برای مطالعات عمیق وتفکر باقی نمی گذارد و در نتیجه بالاترین رتبه های کنکوری كه به دانشگاه می آیند اغلب از اطلاعات اولیه در حوزه هایی چون معارف، فلسفه، ادبیات و هنر بی بهره اند و با نام نظریه پردازان، برای اولین بار در سر کلاس دانشگاه آشنا می شوند. دانشجو انتظار دارد با همان روشی كه در دبیرستان آشنا شده در دانشگاه هم كار كند یعنی همان روش تست زدن و حفظ کردن، در نتیجه دانشگاه در بدترین حالت، محل دادن مدارک دانشگاهی می شود که در جامعه هیچ کاربردی ندارد و در بهترین حالت، نیز تولید علم و عالم را نخواهیم داشت بلكه انتقال علم را بصورت سطحی خواهیم داشت. دوما در سیستم گزینش كنكور در ایران اكثرا انتخابی در کار نیست. دانشجو رشته اش را انتخاب نمی کند بلکه این رشته است که دانشجو را بر اساس امتیازش انتخاب می کند. لذا دانشجو بدون شناخت از رشته و بدون انگیزه و علاقه وارد رشته اش شده و بینشی نسبت به علم و كار و آینده اش ندارد. در این بین نقش استاد معلوم می شود استاد هم باید پاسخگوی اشكالات در نظام آموزشی یاد شده باشد و هم وظیفه انتقال علم و معرفت را بر عهده داشته باشد و هم ایجاد انگیزه و علاقه و آگاهی و تعمیق بینش دانشجو نسبت به علم و آینده محصل را برعهده گیردكه این موضوع پیچیده و در توان هر مدرسی نمی گنجد. چرا كه بعضی از اساتید به اشکال وارده در نظام آموزشی كاری ندارند و بنابراین بدون توجه به شرایط گزینش دانشجو شروع به انتقال علم و نظریه پردازی می نمایند كه نتیجه آن این است كه دانشجو فلسفه كسب علم را در نمی یابد ولی اگر اساتید شناخت از شرایط اجتماعی و اشكالات نظام آموزشی پیدا كنند تاکید بیشتری بر كسب بینش و فرهنگ همراه با علم بر اساس ایجاد انگیزه و علاقه مند كردن دانشجو را به عمل می آورند.

در این میان نقش متولیان فرهنگی و سایر نهادهای تخصصی و یا مدرسین در دانشگاه ها چیست؟ 

همان طور كه گفتم دانشجو به عنوان فردی جوان و با مشكلات دوران جوانیش به دلیل نداشتن چشم انداز روشنی از آینده همواره نگران شغل و آینده خود در جامعه است و دچار مشكلات فرهنگی و روانی می شود از این رو نقش متولیان فرهنگی برای رفع نیازهای روحی و روانی و فرهنگی دانشجو اهمیت می یابد. نیازهای روحی و روانی دانشجو با وجود اركانی همچون استاد، تشكل های دانشجویی، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، امور فرهنگی و مركز مشاوره، متولی كاملی ندارد، چراكه همان طور كه گفتم استاد بیشتر به دانشجو از بعد علمی نگریسته و كمتر به مسائل ومشكلات او توجه می كند. از سوی دیگر تشكل های دانشجویی بیشتر در بخش سیاسی فعال بوده و كارهای فرهنگی شان برجسته نیست. امور فرهنگی دانشگاه نیز محور فعالیت هایشان بر برگزاری مراسم و تقویت فعالیت های فوق برنامه و انجمن های علمی است و از بخش مركز مشاوره نیز فعالیت مشاوره اجباری برای تمام دانشجویان دیده نشده است. لذا لازم است اساتید به عنوان خط اول ارتباط با دانشجو فضای ارتباط با دانشجو را از یك فضای صرف علمی فراتر دیده و به پویایی ارتقاء فرهنگ و معرفت و بینش علمی دانشجو نیز كمك نمایند. نهادهای دیگر فرهنگی و مهارتی وظیفه تقویت اساتید و دانشجو را در این میان دارند.

● به طور كلی هدف از برگزاری كلاس در دانشگاه چیست؟

انتقال علم و دانش و معرفت و بینش به دانشجویان و فراگیری مهارت های ارتباطی در محیط دانشگاه، آشنایی و الگوبرداری از منش و رفتار دانشمندان، آگاهی یافتن در مورد آینده حرفه ای و آموزشی و ایجاد فرصت مطالعه منابع علمی موجود برای دانشجو و كارگروهی پژوهشی با سایر دانشجویان و كشف استعدادها و علاقه مندی های دانشجو و شكوفایی استعدادها در محیط درسی توسط اساتید.

● ملاك و معیارهای اصلی تشكیل كلاس چه مواردی است؟

▪ به نظر بنده در این رابطه معیارهای آموزشی و قانونی وجود دارد و از طرفی معیارهای كه می توان به آن رعایت روح قوانین گفت. معیارهای آموزشی و قانونی كه متاسفانه تاكید نظام آموزشی فقط بر این مبنی است شامل، تدریس محتوای آموزشی درس (سرفصل مصوب) و برگزاری منظم جلسات رعایت حضور و غیاب دانشجو، محروم كردن دانشجو درصورت غیبت، امتحان. این معیارها را می توان معیارهای متوسط از هدف برگزاری كلاس دانست. اما معیارهای كلی تر برگزاری كلاس، تربیت دانشجو در رشته ای خاص می باشد. دانشجو بر اساس نقشه ای علمی و عملی تربیت شود و نقش او در آینده مشخص می شود. هدف كلی از حضور دانشجو در دانشگاه، اخد مدرك كارشناسی و غیره نیست و یا هدف، فقط آموختن روش حل مسائل مهندسی و آموختن یك سری محفوظات نیست. هدف كسب مهارت های فردی اجتماعی و شكوفایی استعدادها و ارضای كسب علم و مفید بودن انسان درجامع است. به گفته حضرت امام راحل دانشگاه باید كارخانه انسان سازی باشد. لذا آیا دانشجو با یاد گرفتن فرمول ها و محفوظات به انسانیت می رسد؟ چه كسی و یا كسانی بغیر از خود او می توانند در طی این طریقت به او كمك كنند؟
اما روح قوانین كه استاد باید رعایت كند و قوانین نا نوشته هستند منش و رفتار عالمانه وجدان علمی یعنی اصرار و تاكید با تمام انرژی بر یادگیری دانشجو حتی خارج از ساعات كلاس انگیزه دار و ایده دار كردن دانشجو و شأن و هویت بخشی به دانشجو و توجه به حالات روحی و روانی و شرایط دانشجو و مشوق بودن برای او در طی مسیر علمی است.

● استاد و دانشجو چه وظایفی نسبت به هم دارند؟

▪ با توجه به مطالبی كه گفتم در این جا می توان رابطه استاد و دانشجو را تعریف كرد. این ارتباط یك رابطه دو طرفه است در نیمی از اوقات استاد بر دانشجو تاثیر دارد و در نیم دیگر رفتار مودبانه و جویای علم بودن و بی تفاوت نبودن دانشجویان نسبت به مطالب ارائه شده و هم كلاسی ها و فعال بودن می تواند استاد را بر سر ذوق و شوق آورده او را ترغیب بیشتر به تعلیم و فعالیت كند. در شکل گیری رابطه استاد و دانشجو نقش استاد را می توان در چهار محور زیر مشخص كرد:

▪ در نقش یک مربی: با ارائه راهنمایی هایش مسیر را به دانشجو نشان می دهد و با دریافت باز خورد های عملكرد خود نقاط قوت و ضعف وی را متذکر می شود.

▪ در نقش یک بستر ساز و تسهیل کننده امور: بستر و فرصت به دست آوردن تجربه های جدید و استفاده از مهارت ها را برای دانشجو فراهم می آورد.

▪ در نقش یک مشاور دلسوز و مهربان: به دانشجو با توجه به شرایط وحالاتش و سختی های مسیر بصورت پدری مهربان مشاوره صحیح و دلسوزانه می دهدو به طور فعال وارد رفع مشكلاتی كه از دستش برمی آید می شود.

▪ در نقش یک رابط: به ایجاد شبکه های حرفه ای کارآمد میان همکارانش، دیگر آموزگاران و دانشجویان می پردازد. باید توجه داشت که وظیفه استاد پاسخ دادن به تمام سوالات دانشجو نیست بلکه وی با ارائه اطلاعات، دانشجو را در به دست آوردن مهارت های لازم در مسیر درست هدایت می کند. این رابطه برای استاد نیز مفید است چرا که همواره کمک به نسل آینده موجب رضایت قلبی می شود و همزمان با دستاوردهای علمی دانشجویان، اساتید نیز یافته های علمی جدیدی را به دست می آورند و گستره مهارت های آن ها وسعت می یابد. در این شرایط است كه دانشجو می تواند برای رسیدن به اهدافش برنامه ریزی كرده و آن ها را دست یافتنی فرض كند. این رابطه برای دانشجو نیز وظایفی را تعریف می كند كه در سه بعد خلاصه می شوند:

▪ تعیین هدف دانشجو و حركت فعالانه برای این هدف: دانشجو باید مهارت ها و دانسته های خود را در نظر بگیرد و هدف خود را درآینده مشخص نموده و در راستای آن از استاد خود علم آموزی كند و از فرصت های به دست آمده به خوبی استفاده کند و در مقابل خود و جامعه احساس مسئولیت کند.

▪ تعیین انتظارات واقع گرایانه از استاد: دانشجو باید درك متقابلی از استاد وتوانایی های او پیدا كرده و بفهمد استاد در چه زمینه هایی می تواند به وی کمک کند.

▪ توسعه ارتباط: از طریق فعال بودن،رفتار مؤدبانه،منظم بودن، فراگیری و ارائه بازخوردهای آن، درس خواندن و تلاش بیشتر. دانشجو باید برای ایجاد و تداوم رابطه با استاد علاقه داشته باشد و در عین حال باید بپذیرد که لازم نیست تمام اهداف وی توسط استاد تامین شوند لذا در شناسایی و ایجاد ارتباط با افراد دیگری که می توانند او را در رسیدن به اهدافش کمک کنند بکوشد و درك كند هدف رسیدن او به سطحی از استقلال است که بتواند فعالیت هایش را بدون راهنمایی از استاد انجام دهد و قوی ترین ارتباط ها زمانی شکل می گیرند که هر دو جزء رابطه در محیطی مناسب(دانشگاه مناسب) رشد و تعالی یابند.

● استاد خوب چه ویژگی هایی دارد؟ برای یك دانشجوی خوب چه خصوصیاتی متصور است؟

▪ در تعریف ارتباط استاد و دانشجو به این موضوع تاحدی اشاره نمودم. استاد خوب در ارتباط با استاد و دانشجو مفهوم می یابد به طور خلاصه باید گفت استادی كه علاوه بر رعایت قوانین و اصول آموزش، روح قوانین نا نوشته را نیز رعایت نماید (منش و رفتار عالمانه، وجدان، عدم تبعیض بین دانشجویان و عدالت آموزشی، صرف تمام انرژی بر یادگیری دانشجو، انگیزه دار كردن و هویت بخشی به دانشجو، توجه به حالات روحی و روانی و شرایط دانشجو با دلسوزی و مهربانی و مشوق بودن برای دانشجو) علاوه بر تقویت خود درپیشرفت علمی با علم و دستاوردهای خود به دانشجو نیز كمك می كند. استاد دانشگاه تنها مدرس دانشگاه نباشد و در عرصه تولید فکری و رفع مشكلات در جامعه نیز نقش ایفا کند و به تربیت دانشجو بپردازد تربیت به مفهوم مراقبه، گیری، استمرار... نیز هست كه هم وجه آموزشی دارد و هم وجه رورشی. حقوق و وظایف استاد و دانشجو نسبت به یكدیگر چه مواردی است؟ در تعریف ارتباط به طور مفصل به آن اشاره نمودم و به طور خلاصه وظیفه دانشجو علم آموزی، تقویت روحیه خودباوری، فعال بودن بیشتر و اهمیت به سرنوشت خود وجامعه است. وظیفه استاد خوب را نیز بیان نمودم.

● سوال این كه گفته می شود امروزه تحصیل در دانشگاه فایده ای ندارد چون دستاورد مالی ندارد (داستان همیشگی علم بهتر است یا ثروت) نظر شما راجع به این موضوع چیست؟

▪ جهل و نادانی بد است و علم خوب، علم در صورتی ارزش پیدا خواهد کرد که با عمل خیر توام باشد. حضرت رسول خدا به ابوذر وصیت می کرد که یک ساعت در جلسه علمی از ده هزار جهاد، قرآن خواندن، قیام کردن بهتر و مقدس تر است. اجازه بدهید در این بین به سخنان آیت ا... هاشم زاده هریسی در جمع اساتید دانشگاه اشاره كنم او می گوید: همه چیز با علم معنا پیدا می کند عبادت هم با علم است . بدون علم نه جهاد، جهاد است و نه نماز، نماز است. هیچ چیز بدون علم مفید نیست بسیاری از اعمال بدون طی مراحل علمی مضر است. اگر انسان از روی عدم اطلاع از علم کار خیر انجام دهد کار خیرش هم ممكن است به صورت شر در آید و اما چرا همه علوم مقدس است برای این که علوم مال خداست در قرآن آیات فراوانی وجود دارد که در بیش از ۳۰ الی ۴۰ آیه اشاره شده است. استاد خداست و همه علوم را خدا به ما آموخته است (علم الانسان ما لم یعلم ، علم القلم، لا علم لنا الا ما علمتنا و...) خداوند علوم را در طبیعت جهان آفرینش گذاشته بعد به انسان ها قدرت یادگیری و مغز داده بعد تشویق کرده و به یادگیری وادار کرده است و دستور داده لعلکم تتفکرون (تفکر کنید) سپس خداوند زمینه هایش را فراهم کرده است. پس همه علم از خداست و غیر از خدا چیزی نیست و چیزی که از خداست عیب و نقصی ندارد پس هر کس که عامل علم و حامل علم و منتقل کننده علم است و یا گیرنده علم است هر علمی که باشد ارزشمند است العلماء باقون اگر جایی علم ضرر و نقصی داشته باشد مربوط به خود بشر است خود بشر است که از علم سوء استفاده می کند از خیلی از نعمت های خداوند سوء استفاده می شود خوبی علم از آن خدا و بدی علم از آن بشر است این که با علم جهان را ویران می کنند چون علم را در جای خودش بکار نبرده اند. علم و عالم را همیشه و در همه مكاتب به عنوان ثروت واقعی به حساب می آورند و ثروت یك جاهل ضرر به خود او و آخرت او و جامعه است. با توجه به اهمیت و گستردگی این موضوع در هفته های بعد سعی خواهیم كرد به بررسی دیگر ابعاد آن بپردازیم.

منبع: آموزش نيوز

 

+ داغ کن - کلوب دات کام | موضوع: دانشجويي | نوشته شده در  پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 10:11  توسط "پيام مهر"  | 

 
برو بالا
The Best Compatability with: IE 5,6,7
هرگونه استفاده از طرح و مطالب اين وبلاگ تنها با ذكر منبع و لینک وبگاه مجاز است
This Template Designed By Payamekhoy - All Rights Reserved - Copyright © 2005-2009