تبليغاتX
۞ يادداشتهاي دانشجويي از پيام نور ۞
Loading ...
به نام خدا *** سلام دوستان عزيز *** به اولين وبلاگ دانشجويان دانشگاه پيام نور خوش آمديد *** لطفا تا لود كامل صفحه صبر نموده و درصورت نياز رفرش نماييد *** شما بازدیدکننده گرامی می توانید اخبار دانشگاهی را از قسمت پیوندهای روزانه پیگیری کنید *** با مطالب متنوع اين وبلاگ همراه باشيد و در ضمن بدون نظر از اينجا نرويد! مخصوصا شما دانشجويان عزيز
PayameKhoy.blogfa.com | Khoy pnu | PNU university | Payam Mehr | اخبار و رويدادهاي دانشگاه پيام نور | مقاله و مطلب درباره دانشگاه و دانشجو | خوي؛ شهر آفتابگردان ها | اورين | پيام مهر
---:| وبگاه دانشجويي، صنفي و انتقادي دانشجويان آرمان‌گراي پيام نور |:---

سلام دوستان و آشنایان؛
دو سال پیش در این وبلاگ کلاس فشرده ای درباره آشنایی با مکاتب و سیستمهای سیاسی با عنوان
 سیستم دو گاوی گذاشتیم، حالا نیز بعد از اون سالها کلاس دیگری با نام اقتصاد دو گاوی 
آماده و تکمیل کرده ایم که شاید کاملترین و فشرده ترین در نوع خود می باشد!:

 

اقتصاد مرسوم :
دو تا گاو ماده دارين ... يكيش رو می فروشين و يه گاو نر می خرين ... به تعداد گاوهای گله‌ي شما افزوده ميشه و اقتصاد رشد می كنه ... پول براتون همينطور سرازير ميشه و می تونين به بازنشستگی و استراحت بپردازين ...

 

اقتصاد هندی :
دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو می پرستين و عبادت می كنين!

 

اقتصاد پاكستانی :
هيچ گاوی ندارين ... ادعا می كنين كه گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمريكا طلب كمك مالی می كنين ... از چين طلب كمك نظامی می كنين ... از انگليس هواپيماهای جنگی ... از ايتاليا توپ و تانك ... از آلمان تكنولوژی ... از فرانسه زير دريايی ... از سوييس وام بانكی ... از روسيه دارو ... و از ژاپن تجهيزات ... با تمام اين امكانات گاوها رو می خرين و بعد ادعا می كنين كه توسط جهان مورد استثمار قرار گرفتين!

 

اقتصاد آمريكايی :
دو تا گاو ماده دارين ... يكيش رو می فروشين و دومی رو تحت فشار مجبور می كنين كه به اندازه‌ي ۴ تا گاو شير توليد كنه ... وقتی گاوتون افتاد و مُرد اظهار تعجب و شگفتی می كنين ... تقصير رو گردن يه كشور گاودار ميندازين و بعد طبيعتا" اون كشور يه خطر بزرگ برای بشريت به حساب مياد ... يه جنگ برای نجات جهان به راه ميندازين و گاوها رو به چنگ ميارين!

 

اقتصاد فرانسوی :
دو تا گاو ماده دارين ... دست به اعتصاب می زنين چون می خواين سه تا گاو داشته باشين!

 

اقتصاد آلمانی :
دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو تحت مهندسی ژنتيك قرار ميدين ... بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر می كنن و ماهی يه وعده غذا می خورن و خودشون شيرشون رو می دوشن!

 

اقتصاد انگليسی :
دو تا گاو ماده دارين ... كه هر دو تاشون گاو ديوونه هستن! ﴿جنون گاوی دارن!﴾

 

اقتصاد ايتاليايی :
دو تا گاو ماده دارين ... نمی دونين كه اونها كجا هستن ... پس بيخيال ميشين و ميرين سراغ ناهار و شراب و استراحتتون!

 

اقتصاد سوييسی :
۵۰۰۰ تا گاو ماده دارين ... هيچكدومشون مال خودتون نيستن ... از كشورهای ديگه پول می گيرين كه دارين گاوهاشون رو نگه می دارين!

 

اقتصاد ژاپنی :
دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو از نو طراحی ژنتيكی می كنين ... هيكل گاوهاتون يك دهم اندازه‌ي طبيعی ميشه و ۲۰ برابر معمول هم شير توليد می كنن ... بعد شونصد تا كارتون و عكس برگردون و آدامس با شخصيت گاوهاتون با چشمهای درشت می سازين و اسمش رو ميذارين Cowasonic و توی تمام جهان پخش می كنين و می فروشين!

 

اقتصاد روسی :
دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو می شمرين و متوجه ميشين كه ۵ تا گاو دارين ... اونها رو دوباره می شمرين و می فهمين كه ۴۲ تا گاو دارين ... اونها رو دوباره می شمرين و متوجه ميشين كه ۱۷ تا گاو دارين ... يه بطری ودكای ديگه باز می كنين و به خوردن و شمردن ادامه ميدين!

 

اقتصاد چينی :
دو تا گاو ماده دارين ... ۳۰۰ نفر آدم دارين كه گاوها رو می دوشن ... بعد ادعا می كنين كه سيستم استخدامی و شغلی كاملی دارين و توليدات گاويتون در سطح بالايی قرار داره و هر كس رو هم كه آمار واقعی رو بيان كنه بازداشت می كنين!

 

اقتصاد تركيه‌اي:

شما دو گاو مُرده دارید که رو دستتان مونده ... چون نتوانسته اید بعد از سالها آنها را برای چرا به چمنزارهای اروپا ببرید. و شما همینجوری تا چند قرن دیگه پشت دروازه های اتحادیه اروپا خواهید ماند!

 

اقتصاد ايرانی :
دو تا گاو ماده دارين كه هر دو تاشون از باباتون به ارث رسيده ... يكيش رو خرج پول قبض برق، تلفن و آب و گاز و عوارض و غيره مي كنين ... دومی رو هم قربونی می كنين و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و غيره می كنين! ... و اقتصاد كماكان فلج می مونه!

اقتصاد ایرانی_http://payamekhoy.blogfa.com

+ داغ کن - کلوب دات کام | موضوع: عمومي | نوشته شده در  یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 0:3  توسط "پيام مهر"  | 

يك ترم در سه قسمت

پرده اول: ترم كه شروع مي شه خيالمون راحته كه كو تا آخر ترم؟ پس شب امتحان را براي چي گذاشتن؟ يه شبه مي خونيم و به ياري تقلب دوستان و لطف استاد پاس مي شيم. تازه بعضي ها كه خيلي بلند پروازند خودشونو شاگرد اول تصور مي كنن؛ قبل از كلاس، سلف، و بعد از اون هم متراژ دانشگاه، بلوتوث بازي و آمارگيري افراد حاضر در دانشگاه. سر كلاس هم خدا مي دونه كجاييم؛ از پرچونگي و صرف تنقلات گرفته تا كشيدن كاريكاتور استاد و غرق شدن در عالم هپلوت! حواسمون به همه چيز هست غير از حرف هاي استاد.

یک ترم در سه قسمت---http://payamekhoy.blogfa.com

پرده دوم: خب حالا وسط ترمه و قطر مطالب تدريس شده كتب كم كم نگرانمون مي كنه. ولي اين هم يه نگراني كوتاه مدته چون شاعر گفته «چو فردا بيايد فكر فردا كنيم پس امروز بنشينيم و كمي حال كنيم!» (توصيه مي كنيم دنبال شاعرش نگرديد چون همين يه بيت را گفت و مُرد!)

وسط ترم ديگه كلاسها خسته مون مي كنه، و موضوع داره برامون تكراري ميشه براي همين كم كم كلاسها رو دودره مي كنيم. آخه وقت طلاست. حيفه كه سر اين كلاس و اون كلاس هدر بره! تازه ما نيامديم دانشگاه كه درس بخونيم فقط اومديم اگر اشكالي تو درسها بود برطرفش كنيم!!

خلاصه كم كم به فكر كامل كردن جزوه هامون مي افتيم و از اين و اون و علي الخصوص بچه مثبت هاي دانشگاه جزوه و كتاب مي گيريم و بعضي ها به اين هوا و جزوه گرفتن از بعضي هاي ديگه با يه تير دو نشون مي زنند! (حالا خودتون بيابيد نشان دوم را!)
 
پرده سوم: حالا مي رسيم به قسمت تراژدي داستان كه همون دوران خوفناك امتحانه. شب امتحان كه مي شه كتابها رو باز مي كنيم. مثلا شروع مي كنيم به خوندن ولي هر چي بيشتر مي خونيم كمتر مي فهميم و متعجب از اينكه استاد كي اين همه مطلب ثقيل رو درس داده كه ما نفهميديم!!!

شب امتحان رو با اشك و آه و مويه و نوشتن تقلب با مدرن ترين انواع آن (از قبيل نوشتن روي تمامي اعضاي بدن و كف كفش و دستمال كاغذي و....) سپري مي كنيم و صبح با روحيه اي كاملا آماده البته براي افتادن! به رينگ خونين قدم مي گذاريم و آنجا مجروحان نسبتا زيادي كه از نظر حال و روز مثل خودمون هستند رو مي بينيم. البته در اين بين تعداد انگشت شماري بچه مثبت با روحيه بشاش و نيش هاي باز تا بناگوش به چشم مي خورند. وقتي برگه امتحاني رو ورانداز مي كنيم مي بينيم هيچ كدام از تقلب هايي كه نوشتيم كارساز نيست و با كلي به زحمت انداختن چند عدد از سلول هاي خاكستري مغزمون يه چيزهايي براي خالي نبودن عريضه مي نويسيم. و بعد تازه به فكر ياري گرفتن از دوستان شفيق مي افتيم. اما هيچ كس متوجه نگاه هاي ملتمسانه و كنجكاوانه ما نمي شود جز مراقب جلسه! كه اون هم متقابلا با يك نگاه چپ چپ به ما هشدار مي دهد كه...! و ما هم چشم خودمون را جمع و جور مي كنيم و سعي مي كنيم فقط به ورقه خودمون نگاه كنيم (البته اگر بشه و ما رو نندازه. واي كه ما چقدر قانع و كم رو هستيم!) البته بايد در حين نوشتن يادمون باشه كه مثل رنجنامه قبلي در نياد و مطالب جديدي براي استاد داشته باشه!!!

+ داغ کن - کلوب دات کام | موضوع: دانشجويي | نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 7:43  توسط "پيام مهر"  | 

 
برو بالا
The Best Compatability with: IE 5,6,7
هرگونه استفاده از طرح و مطالب اين وبلاگ تنها با ذكر منبع و لینک وبگاه مجاز است
This Template Designed By Payamekhoy - All Rights Reserved - Copyright © 2005-2009