تبليغاتX
۞ يادداشتهاي دانشجويي از پيام نور ۞
Loading ...
به نام خدا *** سلام دوستان عزيز *** به اولين وبلاگ دانشجويان دانشگاه پيام نور خوش آمديد *** لطفا تا لود كامل صفحه صبر نموده و درصورت نياز رفرش نماييد *** شما بازدیدکننده گرامی می توانید اخبار دانشگاهی را از قسمت پیوندهای روزانه پیگیری کنید *** با مطالب متنوع اين وبلاگ همراه باشيد و در ضمن بدون نظر از اينجا نرويد! مخصوصا شما دانشجويان عزيز
PayameKhoy.blogfa.com | Khoy pnu | PNU university | Payam Mehr | اخبار و رويدادهاي دانشگاه پيام نور | مقاله و مطلب درباره دانشگاه و دانشجو | خوي؛ شهر آفتابگردان ها | اورين | پيام مهر
---:| وبگاه دانشجويي، صنفي و انتقادي دانشجويان آرمان‌گراي پيام نور |:---

در جهنم دره خوی چه گذشت؟

دستور، اجرا مي شود و هلي کوپتر در يک منطقه کوهستاني [جهنم دره-اورین] فرود مي آيد. درست در همان هنگام تروريست هاي گروه پ.ک.ک که در همان حوالي بودند، از راه مي رسند و هلي کوپتر را محاصره مي کنند و بدين ترتيب، يک نبرد زميني نا برابر بين اين 13 نفر و تعداد پرشماري از اعضاي پ.ک.ک که در پشت صخره ها و بالاي ارتفاعات نسبت به آنها اشراف کامل داشتند، آغاز مي شود. آنها با سلاح هاي شخصي خود مثل کلاشينکف و اسلحه کمري، به مدت 3 ساعت در مقابل تروريست هايي که محاصره شان کرده بودند مقاومت مي کنند...

ادامه مطلب>>>
+ داغ کن - کلوب دات کام | موضوع: خوی؛ دارالصفای ایران | نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 8:15  توسط "پيام مهر"  | 

اورین؛ کوه سرفراز، مرز ایران و ترکیه


برگرفته از کتاب "خوي در گذر زمان" نوشته
استاد بهروز نصيري

مردم اين ديار باستاني كه قدمتي به عمر تاريخ دارد، طي هزاران سال زندگي، كارهاي فراواني انجام داده و حوادث بيشماري را از سر گذرانده است:

از اين سموم كه برطرف بوستان به گذشت                           عجب كه بوي گلي مانده است و نسترني

 

متأسفانه همه اطلاعات و اخبار مربوط به آنها، به دست ما نرسيده است، نوشته‌هاي موجود نيز تنها بخشي از گذشته اين شهرستان و مردمش را براي ما روشن مي‌كند. در كتابهاي تاريخي هم، تمامي مسائل يافت نمي شود، آنچه كه هست معمولاً مشتمل بر شرح وقايع مهم سياسي، نظامي و گاه زندگاني اشخاص برجسته هستند و مسائل فرهنگي و تمدن را كمتر شامل مي شوند. بنابراين براي تكميل دانش تاريخي خود و آشنايي با مردم اين منطقه از كشور اسلامي ايران، بهره گيري از آثار باقيمانده (آثار باستاني يا تاريخي) و از زندگي گذشتگان ضروري است.


شهرستان خوي به سبب قرار گرفتن در مرز قدرتهاي بزرگ و برخورداري از موقعيت استراتژيكي برتر، و واقع شدن در مسير راههاي مهم بازرگاني از جمله جاده ابريشم، در سير تاريخ، مورد منازعه و تهاجم مهاجماني چون: ارارتوها، آشوريان، امپراتوران روم، عثماني، روسيه و اقوام ديگر تاريخي از جمله ارمنيها قرار گرفته است. و در اين يورشهاي ناجوانمردانه، يا از سوي مهاجمان به ويراني كشيده شده (در افواه عامه وجود دارد، در يكي از لشكركشيها توسط عثمانيان، مردم خوي قتل عام شدند، و تنها هفت نفر زنده ماندند)، يا از سوي دولتمردان ايراني براي زمينگير كردن دشمن تخريب شده است. به عنوان نمونه، در زندگي شاه عباس اول مي خوانيم: چون شغال اوغلي سردار عثماني با لشكري فراوان از راه الپاق به سلماس آمد، شاه عباس، حاكم تبريز پيربوداق خان را فرستاد تا مردم مسير لشكركشي را كوچ دهد و چشمه‌هاي آب و منابع غذائي را نابود كند.


عين همين سياست را حكمرانان گذشته مانند: شاه طهماسب، سلاطين سلجوقي، اشكانيان و ... نيز در مقابل دشمن اعمال مي‌كردند.


غير از سوانح انساني، شهرستان خوي بارها توسط سوانح طبيعي مانند زلزله و سيل نابود شد. امين‌الشرع در خاطرات خود مي نويسد: در زلزله بزرگ (1259ه.ق)، آنچنان بناهاي شهر ويران شده بود كه از دروازه چورس (در شمال)، دروازه بازار (دروازه سنگي در جنوب) ديده مي شد.


و گاهي در اثر زلزله چشمه‌هاي آب پديد مي آمد و رطوبت آب مساكن مردم را تهديد مي كرد و ناچار مي‌شدند، محل اسكان خود را تغير دهند، مانند مردم مژده‌وار (مجدآباد)، بعد از زلزله و جوشيدن آب از كف خانه‌هايشان كه زهكشي براي خشكاندن آب آنها مؤثر نشد، با اجازه حكمران وقت، خانه‌هايي در جوار نهر بيگ (انشعابي از رودخانه قطور كه آب را به زمينهاي مردم محله ربط هدايت مي‌نمود)، احداث نمودند و به سبب قراردادن تخته‌هايي جهت پل بر روي نهر مزبور به تخته‌پل موسوم شد.


سيلهاي متعددي كه از دامنه هاي كوه اورين سرازير مي شد، شهر يا قسمتي از آن را زير مي گرفت و سبب تخريب مي شد. اگر به صورت اصولي حفاري باستان‌شناسي انجام گيرد، احتمال دارد كه به بسياري از آثار در زيرزمين دسترسي پيدا بكنيم. از جمله لوله‌هاي سفالي كه آب را از دامنه كوه اورين به ارك حكومتي مي‌برد، و بسياري ديگر. با تمام اين وضع مردم مؤمن و سخت‌كوش اين شهر، بعد از ويراني‌ها، كويي و محلهاي ديگر و شهري ديگر، در جوار خرابي‌هاي قبلي يا روي آنها احداث نمودند. با توجه به تصويري كه توسط مطراقچي، لشكرنويس شاه سلطان سليمان قانوني امپراتور عثماني در سال 942هجري، از خوي رسم شده، محل شهر را در محله‌ امامزاده،غرب شهر فعلي نشان مي دهد و شهر جديد بعد از ويراني‌هاي متعدد، در قسمت شرق شروع به آباداني نموده و اين آباداني بعد از سلطنت نادرشاه شروع شده است. احمدخان دنبلي (مقتول1200ه.ق) حكمران لايق و شايسته خوي در عمران و آباداني اين شهر كوشيده است. با اينكه سوانح و حوادث مختلف انساني و طبيعي در سير تاريخ سبب تخريب آثار باستاني شهرستان خوي شده، باز هم تعدادي آثار تاريخي و منحصر بفرد و بي‌نظير در اين شهر خودنمايي مي كند.


مهمترين آثار باستاني و نقاط ديدني خوي بدين شرح مي باشد:


پل خاتون
منار شمس تبريزي

بازار و کارونسراهای اطراف آن
منطقه بکر اورین و جهنم دره
ساختمان شهرداري سابق
مسجد مطلب خان

مسجد سیدالشهدا

امامزاده سید بهلول

پل هوایی بزرگ قطور

دروازه سنگي

و...

 

در فرصتهای آینده به معرفی این مکانها خواهیم پرداخت.

+ داغ کن - کلوب دات کام | موضوع: خوی؛ دارالصفای ایران | نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 4:48  توسط رها مهر  | 

امرزو که تو وبلاگهای دانشجوهای دانشگاه می گشتم دنبال مطلب به درد بخور و غیرتکراری بودم تا بزارمlover boy وبلاگ. بالاخره بعد از یه مدتی تونستم دلنوشته زیر رو پیدا کنم؛ حکایت پسری که دختر نبود، چون او یک پسر بود!... با هم می خوانیم:

دختر خانمها نخوانند،
فقط آقا پسرها بخوانند!

چون من يك پسرم!!!

مادرم نقل مي كند كه وقتي هنوز به دنيا نيامده بودي، مادر بزرگ هر روز به من نگاه مي كرد و مي گفت:«از قرائن پيداست كه پسره، حتما بايد پسر باشه». خب! از همان روزها بود كه فهميدم بايد يك پسر باشم؛ چطوري؟ تعريف مي كنم.

بچه كه بودم هر وقت از چيزي خوشم مي آمد، سر و صداي همه بلند مي شد كه «ندهيد بهش، اون يك پسره، نبايد مثل دخترها بار بياد». تا زماني كه چهار پنج سالم بود و با بقيه بچه ها بازي مي كردم، دخترهاي همسايه مادر و خواهرم مي شدند و سر بهانه هاي بي خودي تا آنجا كه مي خوردم، مرا مي زدند. مدرسه كه رفتم، هي توي گوشم خواندند كه «بايد مهندس يا دكتر بشي، تا زماني كه ازدواج كردي از عهده مخارج زندگي بر بيايي.»

در ايام نوجواني وقتي كه مي خواستيم برويم مهماني، همين كه چند لحظه مي خواستم توي آينه، نگاهي بياندازم و شانه اي بر سرم بكشم، پدرم سر مي رسيد و با خودش مي گفت: «پسره، خجالت نمي كشه، جلوي بزرگترها داره موهاشو شونه مي كنه!» و بعد به من مي گفت:«براي تو كه پسري، خيلي زشته كه مثل دخترها چند ساعت جلوي آينه وايستي.» خجالت زده و با موهايي آشفته مي رفتم مهماني، تازه اين هم بهانه اي مي شد كه بفرستنم سلماني تا موهامو از ته بتراشم. تا اشتباهي مرتكب مي شدم، پدرم مرا به خاطر آن تنبيه مي كرد. البته حق هم داشت كه تنبيهم كند. حرف در اين است كه وقتي مانند بقيه از درد گريه ام مي گرفت آن موقع مادرم سر مي رسيد و تو گوشم مي گفت: «تو پسري، نبايد مثل دخترها گريه كني»

بله من پسرم ! بايد بخندم و از اين نعمت خوشحال باشم.

دبيرستان كه رفتم درسها سخت تر شد و چون پسر بودم و فردا بايد چرخ يك زندگي را مي چرخاندم و شغل در آمد زايي براي خودم دست و پا مي كردم، سخت گيري هاي خانه بيشتر و بيشتر مي شد: «كجا رفتي؟»«با كي رفتي؟»«چرا رفتي؟»«حواست باشه كه معتاد نشي»«اخلاقت به بيراهه نره»«با غريبه ها دوست نشي» و...

همه اينها بود و بود تا بالاخره، دانشگاه قبول شدم. شدم دانشجوي رشته رياضي، موهام كم كم شروع كرد به ريختن. جلوي سرم طاس شده بود و متاسفانه چون پسرم، نمي شد با يك روسري آن را بپوشانم و پنهانش كنم. اگر سر يك كلاس يا در يك مهماني كلاهي هم سرم باشد مي گويند: «پسره بي ادب را ببين و...» توي دانشگاه هم بايد ثابت كنم كه پسرم، يادم هست روزي در دانشگاه باران شديدي مي آمد، اما خوشبختانه آقاي... راننده ميني بوس دانشگاه دلش به حالمان سوخت، البته با سوت و صداي ما پسرها، و آقاي راننده هم ميني بوس را نگه داشت و گفت بيايين بالا، تا من و يكي دو پسر ديگه اومديم سوار شويم، راننده گفت:«اول دخترها، اگر جايي ماند آنوقت پسرها سوار شوند.» بله من پسرم ! بايد خيس آب شوم.

بالاخره دانشگاه است ديگه و طبيعتا هم بعيد نيست كه ما هم مثل خيلي هاي ديگه به دختري علاقمند شويم و اين علاقه را يه جوري به او بفهمانيم. او هم گفت:«شما پسر خيلي .... و خوبي هستيد.» خب! من هم خوشحال شدم ديگه! ...مدتي گذشت و مراسم غير رسمي خواستگاري هم به جا آمد و او هم در كمال ادب! و بي خيالي گفت:«نه اصلا! امكان نداره.»

و من فهميدم كه چون پسرم نبايد نارحت شوم.

مادرم مي گفت: «دل دخترها نازكه نبايد دل اونا رو بشكني» ولي چون من پسرم اهميتي ندارد كه دلم نازكتر از آنها باشد، اهميتي هم ندارد كه بشكند يانه!

يكي از دوستام از اين مرحله گذشته بود و كار رسيده بود به خواستگاري رسمي، بيچاره پسره! هرچي شرط گذاشتند قبول كرد، از بورس بازي مهريه تا درد سرها و تشريفات خاص عروسي، ولي آنها يك شرط را قبول نكردند و همه چيز تمام شد. بله! ما پسريم و تا سربازي نرويم و برنگرديم! تكليفمان روشن نيست! اصلا مهم هم نيست كه كسي منتظر ما بماند یا نه! وظيفه ماست كه سر حرفمان بمانيم ولي براي خانمها اصلا مهم نيست كه زير قولشان بزنند، آخه اونا كه پسر نيستند.

من كه سربازي را هم تمام كرده بودم بالاخره بله را از دختر مورد نظرم گرفتم ولي توي خواستگاري رسمي بهانه عوض شده بود.

كار آزاد قبول نيست، تجارت قبول نيست، نظامي گري قبول نيست، و....قبول نيست، و فقط و فقط بايد حقوق بگير دولت باشم تا پدر دختره راضي شود. خلاصه از من كه يك پسرم خيلي چيزها پرسيدند: «پول داري؟»«كار داري؟»«مدرك داري؟»... ولي نشنيدم كسي بپرسد «ادب داري؟»«انسانيت داري؟»«آيا تو انساني؟» و من هم اگه انسانيت را روزي مي خريدند، مي فروختم تا كمي هم پولدار شوم.

حالا كه كمي بزرگ شدم كم كم دارم ياد مي گيرم كه نبايد از درد گريه كنم، نبايد دلم نازك باشد تا با بي مهري ها بشكند، نبايد از اينكه آقاي استاد جواب سئوال دختر خانومها را با خوشرويي مي دهد و هنگام جواب دادن به ما پسرها، اخم و تخم مي كند ناراحت شوم و مهمتر از اين همه ديگر فهميدم كه،

... من يك پسرم!!!

به قلم: مهیار

+ داغ کن - کلوب دات کام | موضوع: دلنوشته ها | نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 13:48  توسط "پيام مهر"  | 

فراگیر دانشگاه پیام نورسلام.
بعد از چند روز که سایت دانشگاه در دسترس نبود، بالاخره دفترچه های فراگیر کارشناسی ارشد دوره ششم و نیز فراگیر دکترا درون مرزی و برون مرزی سال 1386بر روی این سایت قرار گرفت. ولی از دفترچه های فراگیر کارشناسی نوبت هجدهم (سال ۱۳۸۶) فعلا خبری نیست.  به جای آن شما می توانید دفترچه های دوره فراگیر کارشناسی سال گذشته(نوبت هفدهم) که شامل رشته ها و فهرست منابع دروس آزمون فراگیر، ضوابط و شرایط، میزان شهریه و... می باشد را از طریق پیوندهای موجود در ادامه مطلب دانلود کنید، شاید به دردتون بخوره.

بازدیدکنندگانی که درباره فهرست منابع و میزان شهریه دوره فراگیر ارشد و... نیز سئوال کرده بودند، می توانند فایلPDF دفترچه آن را از لینکهای مربوطه زیر دریافت کنند.

با توجه به اینکه اندازه فایلها نسبتا زیاده و سرعت سرور سایت پیام نور کم، توصیه می کنم برای دریافت آنها از برنامه های دانلود منیجر مانندIDM, GETRIGHT ,... استفاده کنید. البته می توانید روی لینک‌های زیر 'راست کلیک' کنید و گزینه Save Target As رو انتخاب کنید تا فایل‌ها به راحتی ذخیره شوند. به هر حال امیدوارم که این فایلها جوابگوی سئوالات داوطلبان عزیز باشد.

دفترچه دوره فراگیر کارشناسی ارشد پیام نور (نوبت ششم)-1386

دفترچه دوره فراگیر دکترای پیام نور- 1386

ثبت نام اینترنتی فراگیر

اطلاعات مربوط به دوره فراگیر کارشناسی پیام نور، شامل فهرست دروس عمومی و اختصاصی ترم دانشپذیری، خرید اینترنتی کتب پیام نور و... را در ادامه مطلب پیگیری نمایید. با تشکر.


ادامه مطلب>>>
+ داغ کن - کلوب دات کام | موضوع: دانشجويي | نوشته شده در  سه شنبه 1 اسفند1385ساعت 15:50  توسط "پيام مهر"  | 

 
برو بالا
The Best Compatability with: IE 5,6,7
هرگونه استفاده از طرح و مطالب اين وبلاگ تنها با ذكر منبع و لینک وبگاه مجاز است
This Template Designed By Payamekhoy - All Rights Reserved - Copyright © 2005-2009