تبليغاتX
۞ يادداشتهاي دانشجويي از پیام نور ۞
Loading ...
به نام خدا *** سلام دوستان عزيز *** به اولين وبلاگ دانشجويان دانشگاه پيام نور خوش آمديد *** لطفا تا لود كامل صفحه صبر نموده و درصورت نياز رفرش نماييد *** شما بازدیدکننده گرامی می توانید اخبار دانشگاهی را از قسمت پیوندهای روزانه پیگیری کنید *** با مطالب متنوع اين وبلاگ همراه باشيد و در ضمن بدون نظر از اينجا نرويد! مخصوصا شما دانشجويان عزيز
PayameKhoy.blogfa.com | Khoy pnu | PNU university | Payam Mehr | اخبار و رويدادهاي دانشگاه پيام نور | مقاله و مطلب درباره دانشگاه و دانشجو | خوي؛ شهر آفتابگردان ها | اورين | پيام مهر
---:| وبگاه دانشجويي، صنفي و انتقادي دانشجويان آرمان‌گراي پيام نور |:---

تاكيد نويسنده تركيه بر وجود مقبره شمس در خوی>>>

در كتاب تازه منتشر شده «تاريخ عثمان پاشا» كه شرح يورش عثماني به قفقاز و آذربايجان و تصرف تبريز در 450 سال پيش است، وجود مرقد «شمس تبريزي» در شهر خوي تصريح شده است.

شمس تبريزي در خوي-www.payamekhoy.blogfa.com

كتاب «تاريخ عثمان پاشا» نوشته ابراهيم رحيمي‌زاده چاوشي، نويسنده با ترجمه نصرالله صالحي به تازگي از سوي انتشارات طهوري منتشر شده است.
نويسنده اين كتاب كه اهل كشور تركيه است، به عنوان شاعر و مورخ در جريان قشون‌كشي عثماني به تبريز خود همراه سپاه و عساكر عثماني حاضر و ناظر تمام رويدادها بوده و زماني كه به حوالي تبريز و حومه مي‌رسند، جغرافياي منطقه و بناهاي تاريخي آن شرح مي‌دهد.
در اين كتاب آمده است: «در شانزدهمين روز ماه مبارك كه چهارشنبه بود، در محلي به نام «اواجق باشي» يك سلطان معروف به نام چالاپ ورودي خان همراه با اولاد و اتباع خود آمده و عرض عبوديت نموده و به هجده نفر از افرادش خلعت خاقاني پوشانيده و خواسته‌هايشان برآورده شد. در هجدهمين روز در آبادي «خوي» منزل شد پسر محمد حسن بيگ، سنجاق بيگ خوي شده و تمام رعايا و برايا از مهايت و ترس عساكر روم پا به فرار گذاشتند. اكنون مرقد حضرت شمش تبريزي، نورالله مرقده، در خوي است. شكر و سپاس خداي را كه زيارت آن مرقد شريف ميسر شد.»
مترجم اين كتاب در اين كتاب مي‌نويسد: اين آگاهي از وجود مرقد شمس تبريزي در شهر خوي حائز اهميت تاريخي و فرهنگي زيادي است. زيرا شماري از محققان معاصر تركيه مدعي شده‌اند كه مرقد شمس در قونيه است.


پايان جدال تبريز و خوي بر سر مزار «شمس»>>>

سرانجام جدال تبريز و خوي درباره محل دفن «شمس تبريزي» پايان يافت و شهر تبريز به عنوان «زادگاه» و شهر خوي به عنوان «بارگاه» مراد مولانا مشخص شد.

حجت‌الله ايوبي مدير عامل بنياد شمس، در گفت‌وگو با خبرنگار ادبي فارس، گفت: ادعاي وجود مقبره شمس در تبريز، نظر شوراي شهر تبريز هم نبود. سخنگوي شوراي شهر تبريز به نقل از برخي اظهار داشت كه مقبره شمس، تبريز است.
وي با انتقاد از رسانه‌ها و صدا و سيما عنوان كرد: چيزي كه براي ما عجيب است اينكه حرف سخنگوي شوراي شهر تبريز در رسانه‌ها به شدت بازتاب داشت. به طوري كه اين همه كنگره و حضور بزرگان در خوي آنقدر در رسانه‌ها برجسته نشد. >>> متن كامل در ادامه مطلب

شمس تبريزي كجاست؟>>>


ادامه مطلب>>>
+| موضوع: خوی؛ دارالصفای ایران | نوشته شده در  سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 16:0  توسط "پيام مهر"  | 

واکاوی مسئله وجود مافیا در آموزش عالی؛ عقده دكتر شدن!

 

روزگاری، هر کس می توانست دیپلم بگیرد، شهره شهر می‌شد، مدرکش را قاب می‌گرفت و به نشانه افتخار به دیوار اتاق خانه یا محل کارش می‌زد.
مردم نیز آنها را به عنوان افرادی باسواد به رسمیت می‌شناختند و برایشان احترام زیادی قائل می‌شدند.

بعدها با گسترش آموزش‌های عمومی، آن وضعیت فرو ریخت و گذراندن رتبه‌های آموزش عالی اعم از فوق دیپلم و لیسانس، افتخارآفرین شد و سپس با شکل‌گیری شرایط جدید، دارا بودن مدرک لیسانس و حتی فوق لیسانس نیز رفته رفته عادی گشت.

در این میان، عده‌ای با یادآوری ارج و قرب مدارک تحصیلی در سالهای پیشین، خرده می‌گیرند که چرا این همه دانشگاه دولتی، آزاد و پیام نور و فراگیر و غیرانتفاعی و .... در کشور راه‌اندازی شده است تا کرور کرور مدرک تحصیلی دانشگاهی صاد و این مدارک از آن اعتبار اولیه بین مردم ساقط شوند؟!

 

مافيا در آموزش عالي؛ عقده دكتر شدن!-www.payamekhoy.blogfa.com


این انتقاد از دو منظر قابل بررسی است:

1- اینکه آموزش عالی گسترش یابد و تعداد بیشتری از مردم بتوانند به کسب علم و مهارت بپردازند، فی نفسه امری است مطلوب.

در واقع، اینکه در روزگاری که داشتن مدرک دیپلم و حتی ششم ابتدایی افتخار محسوب می‌شود، علتش این بوده است که اغلب مردم، حتی از داشتن سواد و تحصیلات در این حد نیز محروم بودند و اینکه اکنون چنان وضعیتی وجود ندارد، به این دلیل است که معادله، معکوس شده و اغلب مردم توانسته‌اند در سطوح مختلف آموزشی، تحصیل کنند.

بدیهی است جامعه‌ای که درصد باسوادان و تحصیل‌کردگان دانشگاهی‌اش بالا باشد، از معضلات جوامع کم دانش مصون خواهد ماند و راه رشد را بهتر و سریع‌تر خواهد پیمود.

از این‌رو، اصل گسترش آموزش‌های عالی، رویکردی قابل دفاع و منطقی به شمار می‌رود.

2- اما آنچه باعث شده است انتقادات موجود به شکل کنونی در میان مردم به ویژه نخبگان شکل بگیرد، این سوال راهبردی است که آیا به طور مثال دانش‌آموخته مقطع کارشناسی امروز، به اندازه لیسانس 40 سال پیش باسواد و کاربلد است یا خیر؟
البته پاسخ به این پرسش، می‌تواند فرد به فرد و دانشگاه به دانشگاه متفاوت باشد ولی در کلیت امر نیز می توان یک پاسخ عمومی بدان داد و تکلیف را مشخص کرد.

در این میان، طرفداران گسترش آموزش عالی، با اذعان به نقص‌های موجود، معتقدند که اکنون که ظرفیت‌سازی "کمّی" در عرصه آموزش عالی صورت گرفته است، نوبت "کیفی" سازی آموزش است که اگر چنین شود، می‌توان به آینده آموزش عالی در کشور امید داشت.

اما اکنون، معضل بسیار بزرگتری، آموزش عالی و اعتبار مدارک و مدارج علمی را تهدید می‌کند و آن عبارت است اعطای مدارک دانشگاهی به برخی افراد که فاقد شایستگی‌های علمی هستند و جالب اینکه در این پروسه، آقایان به کمتر از دکترا هم راضی نیستند و دقیقا به همین دلیل است که بسیاری از افراد ذی‌نفوذ و بعضا صاحب منصب، در طول سالهای گذشته، بناگاه ، "آقای دکتر" شده‌اند و این در حالی است که اکثر آنها حتی از خواندن یک متن ساده انگلیسی هم عاجزند و کسی هم نیست به آنها بگوید "آقای دکتر! شما چطور دکتری هستی که حتی نمی‌توانی متن انگلیسی کتاب درسی دبیرستان را هم بخوانی؟!"

یا کسی از آنها نمی‌پرسد که در کدام آزمون شرکت کردید، با چه نمره‌ای قبول شدید و استادان شما چه کسانی بودند؟

این، یک واقعیت در جهان امروز است که کارکرد تعدادی از دانشگاه‌های درجه چندم دنیا، فروش مدرک به اتباع کشورهای جهان سوم است.

آنها، از این طریق، هم درآمدهای کلان و بادآورده‌ای را کسب می‌کنند و از سوی دیگر، جهان سوم را انباشته از دکتر(!)های بی‌سوادی می‌کنند که عمری را با مدرک بی‌پشتوانه‌شان، وبال جامعه کشور خویش خواهند شد و بدین ترتیب، "توسعه نیافتگی" در این کشورها درست از نقطه‌ای که مرکز اصلی توسعه است (مراکز علمی) نهادینه می‌شود!

البته، برخی تمهیدات مثل عدم پذیرش مدارک تحصیلی دانشگاه‌های غیر معتبر در مراکز دولتی و نیز برخوردهای قانونی نظیر آنچه در ماجرای دانشگاه هاوایی شاهدش بودیم می‌تواند "تاحدی" این مساله را "تعدیل" (و نه حل) کند.

اما آنچه مصیبت اصلی است اینکه روند پذیرش و اعطای مدرک دکترا در برخی مراکز آموزش عالی کشور، به شدت در میان ا فکار عمومی مورد ابهام است به گونه‌ای که طی سالهای گذشته تعداد قابل توجهی از صاحب منصبان توانسته‌اند مدارک کاملا رسمی دکترا را از معتبرترین دانشگاه‌های ایران بگیرند و مردم را با این سوال بزرگ و اساسی مواجه کنند که چگونه ممکن است این همه مسئول که همه‌شان هم مدعی مشغله‌های کاری متعدد برای خدمت به مردم اند، در آزمون‌های مقاطع عالی آموزش قبول شوند و در اندک زمانی عنوان دکترا را به پیشوند نام خویش بیفزایند؟!

فاجعه‌بارتر این که بسیاری از این افراد، پس از "دکتر" شدن مدعی عضویت در هیات‌های علمی دانشگاه نیز می‌شوند و به همان دلیلی که دکترا گرفته‌اند، استاد دانشگاه نیز می‌شوند و بدین ترتیب تا پایان عمر به عنوان یک عنصر کم‌سواد بر کرسی استادی می‌نشینند و برای سالهای سال، دانشجویان کم‌سواد تربیت می‌کنند و جایگاه استادی دانشگاه را کم‌ارج و بی‌اعتبار می‌سازند و این یعنی استمرار یک فساد (دکتر شدن غیر متعارف) در مفاسد متعدد (ظلم به دانشجویانی که بسیاری از آنها هنوز به دنیا نیامده‌اند و در سالهای بعد، قرار است شاگردان این استادان! شوند).
...
و البته بگذریم از بهره‌برداری‌های سیاسی، شغلی و اقتصادی که این افراد از عنوان "دکتر" می‌کنند.

بی‌پرده باید گفت عقده دکتر شدن بعضی‌ها، معضل بزرگ آموزش عالی و یکی از مشکلات کشور است که به نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده باشد که تحقیق و تفحصی جدی از سوی مجلس یا قوه قضاییه در این‌باره صورت گیرد تا معلوم شود صاحب‌نامانی که در سالهای اخیر دکتر شده‌اند، چگونه و از چه طریق توانسته‌اند بدین مهم نائل آیند و گوی سبقت از شهروندانی که اغلب، بسیار باسوادتر از آنها هستند را بربایند؟!

حفظ حرمت مدارک تحصیلی، وظیفه‌ای است که امروز بر دوش متولیان آموزش عالی سنگینی می‌کند.

 

+| موضوع: دانشجويي | نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 14:37  توسط "پيام مهر"  | 

 در رتبه بندي ۱۰۰ دانشگاه برتر خاورميانه، دانشگاه پيام نور بالاتر از دانشگاه آزاد و حتي دانشگاههاي سراسري اروميه، الزهرا، شهيد بهشتي و بسياري ديگر قرار گرفت. در اين رتبه بندي كه در هر سال، بر اساس خصوصيات وبومتريك انجام ميشه، دانشگاه پيام نور رتبه ۳۲ خاورميانه و ۳۸۳۲ جهان را براي سال ۲۰۰۸ كسب كرد كه نسبت به سال قبل، ۱۰۸۳ پله صعود داشته است.
گفتني است در رده بندي ۱۰۰ دانشگاه برتر خاورميانه دانشگاههاي ايران جايگاه قابل توجهي دارند. در جدول زير اسامي ۱۰۰ دانشگاه برتر خاورميانه همراه با رتبه جهاني آنها آورده شده است.

Top Middle East

World Universities' ranking on the Web

Universities 1 to 100 of 100
         
CONTINENT RANK
UNIVERSITY
COUNTRY
WORLD RANK
 
         
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

ليست كامل جدول در ادامه مطلب


ادامه مطلب>>>
+| موضوع: دانشجويي | نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 9:20  توسط "پيام مهر"  | 

قبلا مسئولان پیام نور گفته بودند که سعی داریم همزمان با افزایش ورودی‌هاي پيام نور، خروجي‌هاي اين دانشگاه را هم زياد كنيم، ولي اين جوريش را ديگه حدس نمي‌زديم:

قائم‌مقام دانشگاه پيام نور:
دانشجويان مشروطي دانشگاه پيام نور از اين پس با 4 ترم مشروطي اخراج مي‌شوند!!!

اصغر ابوالحسني در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس با بيان اين‌كه تا كنون قانون خاصي درباره مشروطي دانشجويان دانشگاه پيام نور وجود نداشت و دانشجويان مشروطي به درس خود ادامه مي‌دادند، افزود: از اين پس دانشجوياني كه 4 ترم مشروط شوند در صورت داشتن واحدهاي لازم مدرك كارداني دريافت كرده و سپس از دانشگاه اخراج مي‌شوند.
وي با بيان اين كه اين دستورالعمل در سال تحصيلي جاري اجرايي مي‌شود، گفت: در دانشگاه‌هاي ديگر با 3 ترم مشروطي دانشجو اخراج مي‌شود اما به دليل سخت بودن امتحانات دانشجويان دانشگاه پيام نور و نداشتن كلاس آموزشي به تعداد ساير دانشجويان يك ترم آمار مشروطي دانشجويان براي اخراج افزايش يافته است.

دانشجويان دانشگاه پيام نور با 4 ترم مشروطي اخراج مي‌شوند

و اين به اين معناست كه دانشجويان مشروطي:

مواظب باشيد كه در زمره اخراجي‌ها درنياييد!

منبع خبري:
فارس نيوز
آموزش نيوز

+| موضوع: دانشجويي | نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 0:1  توسط "پيام مهر"  | 

اين ميز نيز گذشت و رفت...

سرانجام بعد از دست به دست شدن ميز رياست دانشگاه پيام نور ميان اساتيد اين دانشگاه كه عمدتا از دكاتير! شيمي بودند، اين بار در اتفاق نادري در كل پيام نور ايران، اين مسئوليت در اختيار خانم دكتر فروتني كه دكتراي مديريت دولتي-منابع انساني دارند، قرار گرفت تا ثابت شود نه تنها در اين مملكت قحط الرجال نيست بلكه قحط النسوان نيز نيست! ايشان در اولين اقدام، اولتيماتومي مبني بر گردش شغلي و پستي ميان كارمندان، حذف اضافه كاريهاي (بخوانيد اضافه‌خوابيها) غير ضرور و همچنين غني سازي شغلي در همين ساعات كاري تا حدي كه كارمندان حتي فرصت سر خارانيدن هم نداشته باشند را صادر نمودند. خوشحاليم از اينكه بالاخره بعد از چند سال سكان رياست در دست يك فرد مديريت خوانده قرار گرفت و شميدانها سرانجام به آزمايشگاههايشان بازگشتند. براي ايشان آرزوي موفقيت و بهروزي داريم.

 

نماينده خوي اين بار از شيميست ها

دكتر مؤيد حسيني صدر نماينده خوي شد. ايشان دكتراي تخصصي در رشته شيمي دارند و روزگاري هم در دانشگاه ما استاد شيمي بوده اند. اخبار حاكي از آن است كه اقدامات و تلاشهاي بسياري از سوي مقامات دولتي، لشكري، امنيتي و... براي رأي نياوردن ايشان به عمل آمد به طوري كه اين اقدامات زنجيره اي، هم براي ايشان كه تا كنون سرشان به تحصيل و تدريس مشغول بوده و هم براي ديگران بسيار عجيب و غريب است! قدر مسلم اين که ايشان چندان شخصيت سياسي نبوده و نيستند و بيشتر يك نامزد مستقل بوده اند. كلا مي توان گفت چه عيبي دارد يك بار هم در تاريخ خوي شخصيتي علمي و باسواد راهي مجلس بشه؟!

 

قضيه استان شدن خوي درد سر ساز شده است

بعد از سفر رياست جمهوري به خوي و ارتقاي فرمانداري خوي به فرمانداري ويژه، اين شهر طبق بخشنامه دولتي و به علت دارا بودن فرودگاه و فرمانداري ويژه، از رديف شهرهاي محروم خارج و از مزاياي محرومیت محروم شد. اين اقدام نتيجه سوئي در فيش حقوق كارمندان دولت و مخصوصا معلمين زحمتكش گذاشته كه باعث كاهش مبالغ دريافتي گشته است. همچنین باعث نارضايتي و روي گرداني معلمين از شعارهاي فصلي و دهن پر كن استان شدن خوي شده است چرا كه: بو دا ترسه باغيشلادي!

 

از كشف حجاب تا كنترل از راه دور!

"هر جا نامي از از راه دور است نام دانشگاه پيام نور مي درخشد." پيام نور با شعار آموزش از راه دور متولد شد، با مديريت از راه دور توسعه يافت و اين بار نيز قرار است دانشگاه پيام نور خوي با دوربين هاي مدار بسته اش به كنترل از راه دور جامه عمل بپوشاند. سال قبل براي دانشگاه ما سال كشف حجاب بود آن هم براي اولين بار در ايران: «خانم چادرت رو باز كن ببينم مانتويت چه رنگي است؟! يا اصلا مانتو پوشيدي يا نه! روسريت گل منگليه يا مقنعه؟! يا خانمهاي محجبه بعد از برداشتن ورقه هاي امتحاني از روي زمين چادرهاي خود را زمين بگذاريد تا راحت باشيد و احيانا با تقلب ما را ناراحت نكنيد!» امسال نيز سال نوآوري است: كار گذاشتن دوربين مدار بسته در محوطه آموزشي دانشگاه آن هم با قابليت زوم و فوکوس و چرخش 360 درجه، جل الخالق! جالب اينجاست كه مبتكر همه اين طرحها بعد از تغيير و تحولات دانشگاه مسئول فرهنگي دانشگاه شده است؛ به‌به به‌به...!

 

ناله-www.payamekhoy.blogfa.com

گوش-www.payamekhoy.blogfa.com

 

+| موضوع: دانشجويي | نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 14:0  توسط "پيام مهر"  | 

امروز سه شنبه ۲۷ فروردين، وزير علوم در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی حاضر خواهد شد تا به سئوالات و ابهامات موجود درباره امكانات و كيفيت پيام نور پاسخ دهد. رشد بي حد و حصر پذيرش دانشجو به هر عنوان، فدا شدن كيفيت، وجود سيستم آموزشي نارسا و مسئولين بي‌كيفيت! مشكل كمي نيست كه براي آن چاره يابي نكرد و حتي جلوي آن را نگرفت.

در زمان حضور دکتر احمدی در دانشگاه پیام نور، آقای احمدی‌نژاد در جریان سفرهای استانی خود وعده احداث 170شعبه جدید برای دانشگاه پیام نور را مصوب کردند كه این حجم آن‌چنان بالا است که به هیچ وجه امکانات هماهنگ با آن فراهم نشده و شاهد این امر بوده‌ایم که در شهرهای کوچک و همچنين دهستان عبدل آباد سفلي!، مدارس مختلط پیام نور! از امکانات مدارس غير مختلط آموزش و پرورش استفاده می‌کنند! حتی در برخی موارد هیات علمی! هم ندارند (البته كه نداشته اند) و دبیران آموزش و پرورش بر سر کلاس‌های آن‌ها حاضر می‌شوند و جور هر چي هيئت علمي است را مي كشند. اين در حالي است که بدون افزايش کيفيت، اين دانشگاه علاوه بر گسترش دوره هاي کارشناسي اقدام به توسعه تحصيلات تکميلي نيز نموده است. همين امر باعث شده است ارائه پايان نامه هاي دانشجويان در مقاطع تحصيلات تکميلي اين دانشگاه زير سئوال برود. البته خوشبختانه پذيرش فراگير دكتراي اين دانشگاه براي جلوگيري از بي كيفيت شدن اسم و رسم دكتر و پروفسور ريشه كن شد الحمد لله!

از سوي ديگر در سال گذشته اخباري داشتيم مبني بر اينكه طبق بخشنامه مستجاب الدولي، قسمتي از فضاي آموزشي وزارت ضعيفه! آموزش و پرورش بايد در اختيار دانشگاه پيام نور قرار گيرد. البته بايد گفت آموزش و پرورش در مقايسه با آموزش عالي داراي اهميت بيشتري است و تربيت نسل جوان در گرو تربيت کودکان و نوجوانان است چرا كه اگر دانش آموزي بي تربييت بار آمد محال است در دانشگاه با تربيت شود ولي عكس اين مسئله گاهي ممكن است! در صورت داشتن آموزش و پرورشي پويا مي توان آموزش عالي مطلوبي نيز داشت. اين در حالي است كه هم اکنون بسياري از مدارس دو شيفته هستند و اختصاص فضاهاي اين وزارتخانه به دانشگاه پيام نور فشار مضاعفي را براي آن به وجود مي آورد و آموزش و پرورش نيز که به خودي خود مانند كشتي در گل فرو رفته است و مشکلي بر مشکلاتش اضافه و بدين گونه امکانات ناچیز آموزش و پرورش، قربانی توسعه قارچ گونه دانشگاه پیام نور خواهد شد؛ واقعيتي كه با انتساب رييس پيشين دانشگاه پيام نور در راس وزارت آموزش و پرورش، چندان بعيد به نظر نمي رسد.

البته ناگفته نماند بخشي از مشكلات حال حاضر پيام نور ناشي از عدم وجود مديريت پوياي اين دانشگاه و طرح ريزي سيستم ناپخته آموزش نيمه حضوري در اين دانشگاه از سالها و دولتهاي قبلي دانست ولي با اين همه دانشگاه پيام نور حتي اگر بخواهد به دانشگاهي غيرحضوري و مجازي تبديل شود، نياز به امکانات و تجهيزات بسياري دارد. از سوي ديگر با وجود روساي بي خاصيت در مراكز پيام نور كه به ميزشان بيشتر دلبسته هستند تا تغيير و نوآوري و ريسك پذيري و دانشجو مداري، بيش از اين ره به جايي نخواهيم برد. رييس جان اين ميز نيز بگذرد!

در انتها نبايد اين شائبه را از ذهن دور نگه داشت كه دولت براي مقابله با دانشگاه آزاد فخيمه كه به كاهش شهريه و شفافيت مالي گردن نمي‌نهد و نيز اغراض سياسي به يكباره اقدام به افزايش پذيرش در دانشگاه پيام نور نموده است، اين در حالي است كه دانشگاه آزاد اسلامي هم اکنون ظرفيت بالايي از دانشجويان را تحت پوشش قرار داده به طوريکه جمعيت دانشجويي آن بالغ بر يک ميليون نفر است اما اين رشد طي 25 سال اتفاق افتاده در حالي که ظرفيت دانشگاه پيام نور از 360 هزار دانشجو در 2 سال گذشته به يک ميليون در سال ۸۶ رسيده است.

نهايتا علت اين رشد قارچ‌گونه هرچه باشد، بايد گفت دود و دم اين جنگ فرسايشي و كميت بدون كيفيت و مسئولين بي كيفيت، بيش از همه به چشم غير مسلح! دانشجويان مظلوم پيام نور رفته و خواهد رفت.

 

+| موضوع: دانشجويي | نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 5:11  توسط "پيام مهر"  | 

همانطور كه پارسال پيش بينيهاي طالع بینی دانشجویی را جدي گرفتيد، اين بار توصيه هاي ۴ فصل ما رو هم تحويل بگيريد؛ با كوله باري از تجربه!

فروردين: تو که حال و حوصله سر و کله زدن با بچه هاي دماغوي فاميل رو نداري...
دلت هم واسه صنار سه شاهي عيدي که لک نمي زنه...
پس بگير توي اين هواي خوب راحت بخواب!

ارديبهشت: توي اين هوا راه مي افتي توي خيابون،
يکي ديگه هم ديدي هوايي شده بود راه افتاده بود توي خيابون، بعد خب...
بهتون گير ميدن ها...!
دنبال درد سر نگرد، راحت بگير بخواب!

خرداد: بيخودي ميري بيرون که چي؟
مگه نمي خواي امتحان پايان ترم رو با گواهي پزشکي حذف کني...؟
پس دنبال يه دکتر آشنا بگرد و بعدش تو خونه بخواب تا همه فکر کنند حالت بده...!

تير: باز فصل ميوه شروع شد...
گيلاس که دل درد مياره، هلو که گرونه، هندونه بخوري سرديت مي کنه،
زرد آلو نفخ مياره... مگه مرض داري خودتو مريض کني؟...
خوب مثل بچه آدم بخواب!

مرداد: بيرون عين جهنم داغه...
تا مخت نيمرو نشده يه جاي خنک زير کولر پيدا کن بخواب...!

شهريور: از ما گفتن... اين آخرين فرصت خوابه ها...
پس فردا باز درس و کلاس و مصيبت...
از اين فرصت آخر واسه خوابيدن خوب استفاده کن...!

مهر: حال و حوصله درس خوندن رو که نداري؟...
داري؟...
پس واسه فرار از گير دادن هاي بابات بگير يه گوشه تو اتاقت تخت بخواب...

آبان: ماه مزخرفيه...
بيرون که انگار قاتي دود ها يه کم اکسيژن هم به کار بردن...
دوست داري تنگي نفس بگيري؟...
حال داري بعد هربار بيرون رفتن بري حموم؟...
بگير بخواب خلاص!

آذر: کي گفته زير باران بايد رفت...؟
احمقانه ترين کار دنيا زير باران رفتنه!
يه جايي رديف کن يه پتو بکش رو خودت، چرت مي چسبه... نه؟

دي: ديگه خود اخبار هم داره ميگه به علت برف شديد...
اگه کار ضروري ندارين از خونه بيرون نيايين...
پس بچه حرف گوش کني باش و تو خونه بخواب!

بهمن: تو روز خوش بيرون نبودي...
حالا تو سرماي زمستون ميخواي کجا بري؟
الکي خودت رو گول نزن...
پس بخواب ديگه!

اسفند: همه دارن خونه تکوني ميکنن...
کلي اسباب اثاثيه بايد جابجا کني...
بهترين بهونه واسه از زير کار در رفتن چيه؟...
بگير بخواب!!

+| موضوع: عمومي | نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 3:36  توسط "پيام مهر"  | 

پشت سرت را نگاه كن!

    در سالي كه گذشت چند تا دل را شكستي؟!
    چند دل بدست آوردي ؟!

              اشك چند چشم را در آوردي؟!
              بر روي چند لب ، لبخند نشاندي؟!

                        چند تا روح را آزردي؟!
                        چند روح را به پرواز در آوردي؟!

                                   در چند وجود ، بوته‌ي محبت كاشتي؟!
                                   ريشه‌ي كينه‌ي چند قلب را بارور كردي؟!

                                             کدام نابساماني را سامان دادي؟!
                                             چه زخم‌هايي را التيام بخشيدي؟!

                                                       کدام بيچاره را چاره نمودي؟!
                                                       کدام روح آشفته را آرامش بخشيدي؟! .......

                                                                                                       يادت هست؟؟؟!

نوروز 1387 مبارك باد-www.payamekhoy.blogfa.com

تئزه ائیلیز:

اؤد كيمي ايستي

سو كيمي آيدين

يئل كيمي آزاد و

تورپاق كيمي بركتلي اولسون.

 نوروز بایرامی موبارک!

+| موضوع: دلنوشته ها | نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 2:1  توسط "پيام مهر"  | 

پنجاه هزار تومان؟! من باید یک چهارم درآمد ماهیانه خودم را برای ثبت نام دانشگاه پیام نور هزینه کنم. تازه وقتی روزنامه ها را هم می خوانی مسئولان می گویند که هزینه ها را کم کرده ایم، مشکل کنکور حل شده، همه راحت می توانند وارد دانشگاه شوند.

فراگير دانشگاه پيام نور

فروزان فر داوطلب دیپلمه ای که برای ثبت نام در دوره های فراگیر به یکی از مناطق پستی آمده این مسئله را عنوان می کند و می گوید: اگر منظور مسئولان از حل شدن مشکل کنکور، پولی کردن دانشگاهها است، باور کنید دلمان برای پشت کنکور ماندن تنگ شده. حداقل این جوری هزینه ای به مخارج کمر شکن زندگیمان اضافه نمی شود.

جوان دیگری که خود را علی ریاضی معرفی می کند این صحبت ها را تائید می کند و ادامه می دهد: همیشه دانشگاه آزاد به بی انصافی و گرفتن هزینه های زیاد از دانشجوها متهم می شود اما الان به خوبی می بینیم که حداقل این دانشگاه بعد از پذیرش دانشجو "گران فروشی" می کند نه موقعی که هنوز دانشجو نشده ای.

"انگار دانشگاهها به جای آن که برای ارائه امکانات و پیشرفت علمی بیشتر با هم رقابت داشته باشند برای گرفتن شهریه بیشتر با هم رقابت می کنند. این وسط فقط خانواده ها و دانشجوها متضرر می شوند."

اما یکی دیگر از کسانی که در در حال شمارش پول است ظاهرا با پرداخت هزینه ثبت نام مشکلی ندارد در این رابطه می گوید: امروز هر جایی که شما می روید پول حرف اول را می زند و انجام هر کاری نیز بهایی دارد. درس خواندن هم بهای خاص خود را دارد.

خانم محمودی تاکید می کند : من هم یک کارمند ساده هستم اما ترجیح می دهم در شهر و کنار خانواده خودم باشم و هزینه پرداخت کنم تا اینکه به شهری دور افتاده بروم و چند سال مشکلات مختلف را تحمل کنم.

کلاسهای آموزشی دوره های فراگیر نیز یکی دیگر از مشکلاتی است که باعث سردرگمی برخی از داوطلبان ثبت نام در دوره های فراگیر شده و بیشتر این افراد به آن اشاره می کنند.

یکی از این افراد می گوید: سال گذشته در یکی از کلاسهای آموزشی ثبت نام کردم که به صورت تضمینی واحدهای فراگیر را آموزش می داد اما بعد از آن که در آزمون دانشگاه قبول نشدم آنها گفتند که مسئولیتی قبول نمی کنند.

وی ادامه می دهد: امسال دوباره می خواهم در دوره های فراگیر دانشگاه پیام نور شرکت کنم اما مردد هستم تا کدام کلاس آموزشی را انتخاب کنم. همه آنها مدعی هستند که از وزارت علوم مجوز دارند و مدارک معتبری را هم ارائه می کنند اما از طرف دیگر دانشگاه و وزارت علوم اعلام کرده اند که هیچ کدام از این کلاس ها معتبر نیستند. وزارت علوم نیز موسسه ای را معرفی نمی کند که ما با خیال راحت آن را انتخاب کنیم.

در حال گفتگو با چند نفر از داوطلبان، ناگهان فردی به جمع اضافه می شود و با چهره ای برافروخته فریاد می زند که آقای خبرنگار بنویس داوطلبان کاردانش را ثبت نام نمی کنند. پس من باید چه کار کنم تا بتوانم دانشجو شوم. تمام دوستان من سال قبل ثبت نام کردند و قبول شدند اما امسال می گویند کار و دانشی ها نمی توانند ثبت نام کنند. چرا هر روز یک قانون؟!

از قائم مقام دانشگاه پیام نور در خصوص مشکلات داوطلبان ورود به دوره های فراگیر دانشگاه پیام نور سوال کردم و وی با توضیح برخی از این مشکلات گفت: هزینه ثبت نام دانشگاه پیام نور در دوره های فراگیر تنها 5 هزار تومان است و 45 هزار تومان بقیه هزینه اخذ واحد است.

ابوالحسنی ادامه می دهد: این هزینه کمترین هزینه ثبت نام در میان تمامی دانشگاههای غیرانتفاعی است و حتی نسبت به هزینه ثبت نام سال گذشته دانشگاه پیام نور نیز کاهش داشته است.

وی در خصوص کلاسهای آموزشی نیز می گوید: تا چند روز آینده برای حل مشکل داوطلبان دوره های فراگیر دانشگاه پیام نور موسساتی که به تأیید وزارت علوم برسند و بتوانند مجوز آموزش را اخذ کنند معرفی می شود تا امکان سودجویی برخی از افراد گرفته شود.

قائم مقام دانشگاه پیام نور تأکید می کند: امسال داوطلبان باید دارای مدرک پیش دانشگاهی باشند تا بتوانند در دوره های فراگیر ثبت نام کنند. با توجه به این که سال گذشته از افرادی که دارای مدرک پیش دانشگاهی نبودند هم ثبت نام می شد، این شائبه برای برخی از افراد به وجود آمده که می توانند امسال هم با مدرک دیپلم ثبت نام کنند.

ابوالحسنی ادامه می دهد : امسال تنها افرادی می توانند در دوره های فراگیر دانشگاه پیام نور ثبت نام کنند که تا تاریخ 31 شهریور سال 87 مدرک دوره پیش دانشگاهی خود را دریافت کنند.

انتقاد یکی از داوطلبان در خصوص این که هیچ جا مدرک دانشگاه پیام نور را قبول ندارند را به قائم مقام دانشگاه پیام نور انتقال دادم. وی می گوید: این دیگر خیلی بی انصافی است. اگر سری به پذیرفته شدگان مقاطع بالاتر بزنید خواهید دید که بسیاری از آنها فارغ التحصیلان دانشگاه پیام نور هستند و این مهمترین ملاک و شاخص برای ارزش کیفی مدرک آنها است.

وی می گوید: جامع بودن آزمونهای دانشگاه پیام نور باعث شده تا امکان هر گونه تقلب و تبانی گرفته شود و تنها داشته های دانشجویان ملاک مناسبی برای قبولی این افراد باشد.

در آخر هم پای درد و دل یکی از مسئولان دفتر پستی نشستم. او که خواست آقای ناصری صدایش کنم، می گفت : خواهش می کنیم به داوطلبان بگوئید که مسئولان ثبت نام در پست سودی از ثبت نامها نمی برند و تنها انجام کاراضافی است که برای آنها می ماند.

وی ادامه می دهد: بارها شده است که وقتی داوطلبی از ثبت نام خود منصرف می شود، طلب استرداد وجه خود را از ما می کند در حالی که ما به هیچ وجه این امکان را نداریم. همچنین برخی از داوطلبان مشکلاتی که در ثبت نام دارند را به گردن پست می اندازند.

از دفتر پست خارج می شوم. هنوز صدای جوان معترض می آید. هزینه را پرداخت کرده اما هنوز هم آن را ناعادلانه می داند. توجهم به جوانی جلب می شود که کارت تبلیغاتی توزیع می کند.

او کنار درب ورودی ایستاده و فریاد می زند "دوره های فراگیر، آموزشگاه ...، با مجوز رسمی از وزارت علوم". کمی آن طرف تر کارمند ساده (!) بی توجه به قبض جریمه پشت شیشه ماشین شخصی اش از اداره پست دور می شود. انگار راست می گفت که ماندن در کنار خانواده و پرداخت شهریه به هر سختی دیگری ارجح تر است.

منبع: آموزش نیوز
        مهر نیوز

+| موضوع: دانشجويي | نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 15:10  توسط "پيام مهر"  | 

سلام دوستان؛ براي اينكه از قافله شتابان علم مديريت عقب نمونيم از اين پس قصد دارم مطالب و مقالات جالب مديريتي در وبلاگ منتشر كنم... مطلب پايين هم مقاله‌اي است كه يه جورايي به سازمان‌هايي مثل پيام نور كه اتفاقا ادعاي آموزش مجازي و شبكه محور رو دارند ربط داديم؛ البته با كمي ويرايش املايي، تايپي و انشايي!

با كمي دقت اوليه مي‌توان فهميد كه پيام نور ما اندر خم همين بوروكراسي و نظام غيرمشاركتي و هرم‌گونه مانده است تا چه برسد به شبكه‌محور شدن! در سيستم‌هاي دانشجومحور، دانشجو به عنوان نيروي صف و خط مقدم و كارمندان به عنوان نيروي ستادي و پشتيباني جاي مي‌گيرند. معضلي كه هم اكنون نه تنها پيام نور بلكه بسياري از مراكز آموزشي كشور به عنوان يك سازمان خدمات‌محور با آن مواجه هستند همانا عدم وجود چنين ديدگاه ارزشي و يا جابجايي اين دو نيروي صف و ستادي با يكديگر و نهايتا تشديد بوروكراسي است.

از سوي ديگر نيز نسبت به دانشجو نگاه مشتري‌مدار از منظر افزايش كيفيت خدمات (اعم از آموزشي، فرهنگي و...) و نهايتا كسب رضايت او وجود ندارد. چرا كه طبق بند آخر مقاله خدمات تا زماني ارزشمند است كه براي مشتري خلق ارزش و رضايت كند. از اين‌رو مي‌توان گفت آنچه كارمندان و اساتيد زحمت كش دانشگاه را به پشت ميزهاي اداري و آموزشي دانشگاه كشانده است، حضور خيل عظيم دانشجويان در دانشگاهها به عنوان مشتريان است و نه چيز ديگري!
ولي متاسفانه در سازمان‌هاي گرفتار بوروكراسي سازمان‌ها بيشتر در خدمت غول بوروكراسي است تا ذينفعان؛ مشكلي كه كشورهاي در حال توسعه و تمركزگرا با آن دست و پنجه نرم مي‌كنند.

سلسله مراتب پيام نوري

ويژگي‌هاي سازمان‌هاي آينده

در سازمان‌هاي آينده، سازمان به صورت شبكه اي است. سازمان شبكه‌اي از شكل هرمي مبتني بر سلسله مراتب، كاغذ بازي و تخصصي شدن كارها تبديل به سازمان شبكه‌اي شده است. كار در سازمان شبكه‌اي تقسيم نمي‌شود بلكه در بين كاركنان علمي به اشتراك گذاشته مي‌شود.

مقدمه

سازمان‌هاي آينده، سازماني مبتني بر اطلاعات يا سازمان اطلاعات‌محور هستند. سازماني كه عملكرد خود را از طريق بازخورد به روز مي‌كند. در اين سازمانها تبديل سيستم دستي و كاركنان دفتري به سمت سيستم ماشيني و كاركنان علمي در حركت است به گونه اي كه نياز به متخصص و كارشناس بيشتر در سازمان آينده ديده مي‌شود.

ظهور سازمان جديد

در سازمان آينده تنها يك رهبر اركستر وجود دارد كه هر يك از نوازنده‌ها زير نظر رهبري مستقيم او مي‌نوازند (ولي هر يك‌ از نوازنده‌ها از تخصصي بالا برخوردارند‌) و نيز دسترسي آسان به اطلاعاتي كه براي انجام كار خود نياز دارند به راحتي در دسترس اعضا است. هم‌نوازي اين تيم به دليل اين است كه چند صد نوازنده و رهبر اركستر همگي داراي يك عنوان و امتياز هستند. رهبر اركستر مي‌داند از هر يك از اعضا چه انتظاري را در چه زماني داشته باشد. لذا سازمان آينده اطلاعات‌محور است. اين سازمان نياز مند هدفي ساده و روشن و مشترك است. لذا كسب و كار مبتني بر سازمان اطلاعات‌محور بايد بر پايه هدف‌ها و بازخوردها شكل گيرد كه هدف‌ها و انتظارات مديريت را براي سازمان و اعضاي هر بخش و افراد متخصص به وضوح تعيين و تعريف مي‌كند و بازخورد‌ها و نتايج عملكرد را با اين انتظارات مقايسه مي‌كند تا هر عضو نظارت برخود را تجربه كند.
در اين سازمان‌ها مسئوليت اخذ و جمع‌آوري اطلاعات بر عهده تمامي افراد است. لذا هر فردي از خود سئوال مي‌كند براي انجام كارش به چه اطلاعاتي نياز دارد‌‌؟ تا كارش را انجام دهد و سهمي در رشد سازمان خود داشته باشد. مسئولان اجرايي و كارشناسان حرفه‌اي بايد فكر كنند به چه اطلاعاتي نياز دارند و در اين رابطه چه اطلاعات خامي احتياج خواهند داشت. در واقع ابتدا بداند چه مي‌كنند‌؟ بعد چه بايد انجام دهند؟ و در نهايت آنچه انجام مي‌دهند را ارزيابي كنند.

شبكه‌ها راهي براي رسيدن به نتايج بهتر

در سازمان‌هاي آينده، سازمان به صورت شبكه‌اي است. سازمان شبكه‌اي از شكل هرمي مبتني بر سلسله مراتب، كاغذ بازي و تخصصي شدن كارها تبديل به سازمان شبكه‌اي شده است. كار در سازمان شبكه‌اي تقسيم نمي‌شود بلكه در بين كاركنان علمي به اشتراك گذاشته مي‌شود. به گونه‌اي كه افراد به شكل انفرادي و يا به عنوان عضو در يك گروه كاري فعاليت مي‌كنند و نيز انتقال تصميم‌گيري به سطوح پاييني انجام مي‌شود. سفارش بر حسب نياز مشتري ويژه و روش توليد بهنگام شكل مي‌گيرد. در سازمان شبكه‌اي تيم مديريت بايد هدف مشترك سازمان و اصول عملياتي را به وضوح تعريف كند. (اصول عملياتي تعريف استانداردها و كدهاي رفتار است) اين اصول كاربردي محلي دارد مثلا مشخص مي كند براي رضايت مشتري چه رفتاري بايد كرد.
در اين سازمان‌ها ابتدا شناخت براي برنامه‌ريزي و طراحي زيربنايي كارها انجام مي‌شود. مديريت بر روي اين نكته تاكيد دارد كه هدف اين كسب و كار چيست؟ اين كسب و كار بر چه اساس و زيربنايي استوار است؟ و بايستي به كجا برويم؟ و چگونه مي‌توانيم خود را با سرعت به آنجا برسانيم؟
ايجاد سازمان شبكه اي براي ايجاد درك احساس اعتماد مشترك در يك سازمان است. در حقيقت نوع جريان‌هاي اطلاعاتي تعيين‌كننده سرعت و دقت لازم براي تصميم‌گيري‌ها و به تبع آن كيفيت اجرا است. سئوال اين است كه چه كسي، چه نوع اطلاعاتي را در چه زماني دريافت مي‌كند و چرا اين افراد (و نه افراد ديگر) اين اطلاعات را دريافت مي‌كنند؟ همزماني دريافت اطلاعات براي اعضاي شبكه و نه براي افراد منتخب موجب اعتماد همدردي و احساس مشترك و امنيت روابط مي‌شود‌. اطلاعات و حقايق بي‌طرفانه و نيز ارتباط اطلاعات به موضوع هر چه بيشتر باشد ميزان عدم توافق‌ها كمتر است.

فناوري اطلاعات

نگاه سازمان آينده به كسب و كار امروز از ديدگاه اطلاعات و ارتباطات يا توانايي‌ها و مشتريان است. زيرا اينگونه پارامترها سازمان را به يكديگر متصل و مرتبط مي‌سازند. امروزه استراتژي ايجاد داده‌ها توسط سازمان‌هاي بالا دستي و ايجاد ارزش افزوده بر روي اين داده‌ها و تحويل آنها به پايين دستي يعني خريدار كهنه و قديمي است. سازمان‌ها سعي دارند تناسب و حالت اصلاح‌پذيري دائمي بين استعدادها و توانايي‌هاي سازمان با نيازها و خواسته هاي مشتري برقرار سازند.

منطق جديد ارزش:

امروزه فناوري اطلاعات و جهاني شدن و شيوه‌هاي جديد فرصت تازه اي براي خلق ارزش ايجاد كرده است. ارزش در سازمان‌هاي آينده سه مفهوم دارد: ابتدا هدف به تنهايي ايجاد ارزش افزوده نيست در واقع شركتها نيستند كه با يكديگربه رقابت مي‌پردازند بلكه خدمات و كالاهاي جديد هستند كه براي زمان و پول و توجه مشتريان در رقابتند.
دومين نكته اين است كه هر چه كالا و خدمات داراي تنوع و پيچيدگي مي‌شوند ارتباط لازم براي ايجاد آنها نيز پيچيده‌تر و متنوع‌تر مي‌شود. لذا ديگر يك كالا يا خدمات زير يك سقف انجام نمي‌شود و لازمه ايجاد تغيير در نظامهاي كاري و تجاري و نيز روابط احساس مي‌شود. سومين نكته ايجاد ارتباط مابين سازمان و مشتريان براي عرضه محصول قابل رقابت است. تا بازخورد مناسب از سوي مشتريان بتواند به نگهداري آنچه عرضه مي‌كنند پايدار بمانند. دو عامل با منطق جديد ارزش همراه است يعني اطلاعات و ارتباطات و يا توانمندي سازمان و مشتريان آن.
توانمندي عبارت از فناوري مختلف و تخصص ويژه و فرايندهاي كاري و تجاري كه سازمان طي زمان براي توليد كالا يا خدمات عرضه مي‌كند. اما بدون وجود مشتري يا مشترياني كه پولي براي آن پـــرداخت نمي‌كنند بي‌ارزش مي‌‌شود. كالا و خدمات تا زماني داراي ارزش است كـــه مشتري از آن براي ايجاد ارزش خود استفاده كند. در واقع سازمان زماني سود مي‌برد كه بتواند اطلاعات و ارتباطات را به يكديگر پيوند دهد و از فعاليت‌هاي ارزش‌ساز مشتريان به منظور خلق ارزش در جهت نياز مشتري بهره گيرد.

نتيجه گيري

امروزه تحت تاثير فناوري اطلاعات و جهاني شدن بازارها و توليد ناشي از آن، شيوه‌هاي تركيب و ادغام فعاليت‌ها در قالب كالا و خدمات، فرصت‌هاي جديدي براي خلق ارزش ايجاد شده است. لذا سازمان‌ها با استفاده از منطق جديد ارزش و ساختارهاي شبكه‌اي و اطلاعات در صدد تنوع‌بخشي به كارها و فعاليت‌هاي خود بوده و همواره در پاسخ به خواسته مشتري گام بر مي‌دارند و همواره مي‌كوشند پيوند خود را با مشتريان حفظ كنند تا بتوانند با سرعت به پيش رفته و از قافله عقب نمانند.

منبع :ماهنامه تدبير ، شماره 171

+| موضوع: دانشجويي | نوشته شده در  شنبه 11 اسفند1386ساعت 22:55  توسط "پيام مهر"  | 

هشدار: زوال "سبيليسم" در آينده نزديك!

بررسي سير تاريخي روابط اجتماعي زن و مرد از 50 سال پيش تا 500 سال بعد، خبر از نابودي سبيليسم! به عنوان ميراث مردانگي گذشتگان مي‌دهد كه زمزمه هاي آن از هم‌اكنون به گوش مي‌رسد. با خواندن داستانك زير به عمق اين فاجعه پي مي‌بريد. اميد كه ما را دريابيد و دريابند...!

سال 1332

دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته‌اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلويشان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغر مردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي‌گفت خرس قطبي. تازه خود داداش هم گفته كه ميخواد برام شوهر خوب پيدا كنه. مادر دختر مي‌گويد: خدا سايه مرد را از سر خونه‌اي دور نداره!
 

سال 1342

پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي‌شود و پس از اينكه كمي جنم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست فرياد مي‌زند: دختره چشم سفيد حالا واسه من دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي‌گويند آقا رضا غيرتت رو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي‌خواهد شلوار مدل برمودايي و مانو بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگه اجنبي‌ها بهش نوبل صلح را بدهند مردم چي مي‌گويند؟ مادر خانواده با لحن التماس آميز مي‌گويد: مرد چرا حالا شلوغش مي‌كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده همين ... اين قدر سخت نگير...

بالاخره با اصرارهاي مادر پدر قبول مي‌كند كه دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي‌كند و مادر مي‌گويد: مرد خدا سايه تو را از سر ما كم نكند!

سال 1352

فرياد مرد خانواده تمام كوچه را پر مي‌كند؛ چي؟! مي‌خواهد برود سر كار؟! يعني من اينقدر بي‌غيرت شده‌ام كه دخترم بره سر كار و پول بياره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اينكه بابت اين بي‌آبرويي از رو نعش من رد شويد... كسي كه از روي نعش مرد خانواده رد نمي‌شود، ولي دختر خانواده هم بعد از چند ماه با وجود غرغرهاي پدر بالاخره سر كار مي‌رود. صداي مادر خانواده به گوش مي‌رسد: مرد خدا تو را براي ما حفظ كند!

سال 1387

مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه اومدي خواستگاريم گفتم دلم نمي‌خواد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند گفتي: دوره اين امل‌بازي